auge

[ایالات متحده]/ɔːdʒ/
[بریتانیا]/awj/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل افزایش یا توسعه تدریجی؛ یک افزایش تدریجی در اندازه، مقدار، شدت و غیره؛ یک لنز بزرگ و منحنی که برای بزرگنمایی اشیاء استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

auge one's power

افزایش قدرت

جملات نمونه

his career is on the rise, and he is experiencing a real auge.

در حال حاضر، حرفه او در حال پیشرفت است و او در حال تجربه یک اوج واقعی است.

the company is enjoying an auge in sales this quarter.

شرکت در این فصل از افزایش فروش در اوج خود قرار دارد.

she reached the auge of her performance during the concert.

او در طول کنسرت به اوج عملکرد خود رسید.

after years of hard work, he finally achieved an auge in his field.

پس از سال‌ها تلاش سخت، او سرانجام به اوج در زمینه خود دست یافت.

the artist's latest exhibition marks the auge of her creativity.

آخرین نمایشگاه هنرمند، نشان دهنده اوج خلاقیت او است.

during the auge of the festival, the streets were filled with people.

در طول اوج جشنواره، خیابان‌ها مملو از جمعیت بود.

he felt a sense of achievement at the auge of his career.

او در اوج حرفه خود احساس موفقیت کرد.

the auge of technology has transformed our daily lives.

اوج فناوری زندگی روزمره ما را متحول کرده است.

she is at the auge of her popularity right now.

او در حال حاضر در اوج محبوبیت خود است.

the team experienced an auge in performance during the playoffs.

در طول پلی آف، تیم عملکرد خود را در اوج تجربه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید