boost morale
روحیه را افزایش دادن
boost confidence
اعتماد به نفس را افزایش دادن
boost productivity
بهرهوری را افزایش دادن
boost sales
فروش را افزایش دادن
boost performance
عملکرد را افزایش دادن
boost energy
انرژی را افزایش دادن
boost innovation
نوآوری را افزایش دادن
boost efficiency
کارایی را افزایش دادن
boost up
تقویت کردن
boost pressure
فشار را افزایش دادن
a boost in exports.
افزایش در صادرات.
a boost to my ego.
افزایش به عزت نفس من.
a big boost in salary.
افزایش بزرگی در حقوق.
a boost to our spirits
افزایش روحیه ما.
This will be a great boost to the economy.
این یک افزایش بزرگ برای اقتصاد خواهد بود.
a range of measures to boost tourism.
مجموعهای از اقدامات برای افزایش گردشگری.
a golden opportunity to boost foreign trade.
فرصت طلایی برای افزایش تجارت خارجی.
boosted the child into the saddle;
کودک را به زین پرتاب کرد;
He boosts of his ancestry.
او به نسل خود افتخار میکند.
boost a person over a fence
یک شخص را بر روی نرده پرتاب کردن
A sincere compliment boosts one's morale.
یک تعریف صادقانه روحیه را افزایش میدهد.
The rocket boosts the astronaut into space.
راکت فضانورد را به فضا پرتاب میکند.
boost prices; efforts to boost participation in the program.
افزایش قیمتها؛ تلاشها برای افزایش مشارکت در برنامه.
A stout tailwind was giving a friendly boost.
یک وزش باد قوی کمک دوستانهای میکرد.
he'd had his wallet boosted in a bar.
او در یک بار کیف پولش دزدیده شده بود.
price cuts failed to boost sales.
کاهش قیمتها نتوانست فروش را افزایش دهد.
boost morale. See also Synonyms at steal
افزایش روحیه. همچنین به مترادفها در دزدی مراجعه کنید.
an advertising program to boost local products abroad
یک برنامه تبلیغاتی برای افزایش محصولات محلی در خارج.
a bill intended to boost local charities.
یک لایحه برای افزایش خیریههای محلی.
boosted their school with rallies and fund drives.
مدرسه خود را با تجمعات و جمعآوری کمکهای مالی افزایش دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید