enlarge on
بزرگنمایی روی
I would like to enlarge on this theme.
من می خواهم در این مورد بیشتر توضیح دهم.
This photograph won't probably enlarge well.
احتمالاً این عکس به خوبی بزرگ نخواهد شد.
enlarged upon the plan.
بر اساس طرح بزرگ شده است.
in these snakes the rostral shield is enlarged and flattened.
در این مارها، سپر روستر بزرگ و مسطح است.
Could you enlarge upon your suggestion ?
آیا می توانید پیشنهاد خود را بیشتر توضیح دهید؟
This photograph is a bit too old and probably won't enlarge well.
این عکس کمی خیلی قدیمی است و احتمالاً خوب بزرگ نخواهد شد.
This photograph is too small, please enlarge it for me.
این عکس خیلی کوچک است، لطفاً آن را برای من بزرگ کنید.
The castle was enlarged considerably in the fifteenth century.
قلعه در قرن پانزدهم به طور قابل توجهی بزرگتر شد.
there are plans to enlarge the runway, but at present all this remains on the drawing board.
برنامههایی برای بزرگ کردن باند فرودگاه وجود دارد، اما در حال حاضر همه این موارد در روی نقشه باقی مانده است.
The landowner enlarged her property by repeated purchases.
مالک زمین با خرید های مکرر، ملک خود را بزرگ کرد.
the station was remodelled and enlarged in 1927.
ایستگاه در سال 1927 بازسازی و بزرگ شد.
The balloon enlarged as we pumped air into it.
هواپیما با پمپاژ هوا به داخل آن بزرگ شد.
The gallery is seeking to enlarge its holdings of Danish art.
گالری به دنبال گسترش مجموعه هنری دانمارکی خود است.
At the same time, travelling can enlarge the eyereach of the people and let us know the society directly.
همزمان، سفر می تواند دامنه دید مردم را گسترش دهد و به ما امکان می دهد تا جامعه را به طور مستقیم بشناسیم.
The aerarian auspice appear scarcity and indeterminacy while the other public department ’s effect is enlarged constantly.
اثر بخش دیگر بخش دولتی به طور مداوم گسترش می یابد در حالی که نشانههای کمبود و عدم قطعیت وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید