backbones

[ایالات متحده]/ˈbækˌboʊnz/
[بریتانیا]/ˈbækˌbəʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمایت‌های ساختاری اصلی یک حیوان یا گیاه؛ قسمت مرکزی و مهم‌ترین بخش چیزی؛ یک فرد یا شخصیت قوی و مصمم.

جملات نمونه

education is one of the backbones of society.

آموزش یکی از ستون‌های اصلی جامعه است.

the backbones of the organization are its dedicated employees.

ستون‌های سازمان، کارکنان متعهد آن هستند.

strong backbones are essential for a healthy ecosystem.

ستون‌های قوی برای یک اکوسیستم سالم ضروری هستند.

backbones of technology drive innovation in various fields.

ستون‌های فناوری، نوآوری را در زمینه‌های مختلف هدایت می‌کنند.

the backbones of a good relationship are trust and communication.

ستون‌های یک رابطه خوب، اعتماد و ارتباط هستند.

backbones of the economy include small businesses and entrepreneurs.

ستون‌های اقتصاد، کسب و کارهای کوچک و کارآفرینان را شامل می‌شود.

sports teams often rely on their backbones to lead the way.

تیم‌های ورزشی اغلب برای پیشگویی، به ستون‌های خود متکی هستند.

the backbones of a successful project are planning and execution.

ستون‌های یک پروژه موفق، برنامه‌ریزی و اجرا هستند.

backbones of cultural identity are traditions and values.

ستون‌های هویت فرهنگی، سنت‌ها و ارزش‌ها هستند.

in any community, volunteers often serve as the backbones.

در هر جامعه، داوطلبان اغلب به عنوان ستون‌های اصلی خدمت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید