flaws

[ایالات متحده]/flɔːz/
[بریتانیا]/flɔːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقص‌ها یا کاستی‌ها; ترک‌ها یا نواقص
v. ترک‌دار بودن

عبارات و ترکیب‌ها

design flaws

عیوب طراحی

fatal flaws

اشکالات کشنده

character flaws

نقص‌های شخصیتی

flaws exposed

نقایص آشکار شده

flaws identified

نقایص شناسایی شده

flaws revealed

نقایص آشکار شده

flaws corrected

نقایص اصلاح شده

minor flaws

نقایص جزئی

serious flaws

نقایص جدی

flaws noted

نقایص ثبت شده

جملات نمونه

everyone has their flaws.

همه اشتباه دارند.

it's important to acknowledge our flaws.

اذعان کردن به اشتباهاتمان مهم است.

she worked hard to improve her flaws.

او سخت تلاش کرد تا اشتباهاتش را بهبود بخشد.

his flaws do not define him.

اشتباهاتش او را تعریف نمی‌کنند.

we should embrace our flaws.

ما باید اشتباهاتمان را بپذیریم.

flaws can lead to personal growth.

اشتباهات می‌توانند منجر به رشد شخصی شوند.

she has a few flaws, but she's still amazing.

او چند اشتباه دارد، اما هنوز هم شگفت‌انگیز است.

identifying flaws is the first step to improvement.

تشخیص اشتباهات اولین قدم برای بهبود است.

his flaws were overshadowed by his talents.

اشتباهاتش تحت‌الشعاع استعدادهایش قرار گرفت.

we all have flaws that we can work on.

همه ما اشتباهاتی داریم که می‌توانیم روی آنها کار کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید