weaknesses

[ایالات متحده]/ˈwiːk.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈwiːk.nəs.ɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ضعیف بودن؛ کمبود قدرت یا استحکام؛ یک نقص یا ضعف در شخصیت کسی؛ یک ترجیح یا تمایل

عبارات و ترکیب‌ها

identify weaknesses

شناسایی نقاط ضعف

overcome weaknesses

غلبه بر نقاط ضعف

address weaknesses

رسیدگی به نقاط ضعف

analyze weaknesses

تجزیه و تحلیل نقاط ضعف

strengthen weaknesses

تقویت نقاط ضعف

acknowledge weaknesses

پذیرش نقاط ضعف

evaluate weaknesses

ارزیابی نقاط ضعف

confront weaknesses

مقابله با نقاط ضعف

minimize weaknesses

کاهش نقاط ضعف

recognize weaknesses

تشخیص نقاط ضعف

جملات نمونه

everyone has their own weaknesses that they need to work on.

هر کسی نقاط ضعف خاص خود را دارد که باید روی آنها کار کند.

understanding your weaknesses can help you improve.

درک نقاط ضعف شما می تواند به بهبود شما کمک کند.

her weaknesses in math were evident during the exam.

نقاط ضعف او در ریاضیات در طول امتحان آشکار بود.

he turned his weaknesses into strengths through hard work.

او با تلاش زیاد نقاط ضعف خود را به نقاط قوت تبدیل کرد.

identifying weaknesses in a team can lead to better performance.

شناسایی نقاط ضعف در یک تیم می تواند منجر به عملکرد بهتر شود.

she was aware of her weaknesses and sought help.

او از نقاط ضعف خود آگاه بود و به دنبال کمک کرد.

addressing your weaknesses is crucial for personal growth.

رسیدگی به نقاط ضعف شما برای رشد شخصی بسیار مهم است.

his weaknesses became apparent when he faced challenges.

نقاط ضعف او زمانی که با چالش روبرو شد آشکار شد.

they conducted a swot analysis to identify weaknesses.

آنها یک تحلیل SWOT انجام دادند تا نقاط ضعف را شناسایی کنند.

her weaknesses in public speaking were improved through practice.

نقاط ضعف او در سخنرانی عمومی از طریق تمرین بهبود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید