backslide

[ایالات متحده]/ˈbækˌslaɪd/
[بریتانیا]/ˈbækslaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به حالت قبلی گناه یا خطا بازگشتن؛ به وضعیتی قبلی و کمتر مطلوب بازگشتن.
na بازگشت به استاندارد یا سطح بالاتر؛ یک بازگشت یا پسرفت.

عبارات و ترکیب‌ها

backsliding on promises

نقض وعده‌ها

backslide from progress

پسرفت از پیشرفت

backslide without warning

پسرفت بدون هشدار

جملات نمونه

many people fear they will backslide into old habits.

بسیاری از مردم از اینکه ممکن است به عادت‌های قدیمی بازگردند، می‌ترسند.

if you don't stay motivated, you might backslide in your progress.

اگر مصمم نمانید، ممکن است در پیشرفت خود پسرفت کنید.

he worked hard to improve, but he began to backslide.

او سخت تلاش کرد تا پیشرفت کند، اما شروع به پسرفت کرد.

it's easy to backslide when facing difficult challenges.

وقتی با چالش‌های دشوار روبرو هستید، پسرفت کردن آسان است.

to avoid backsliding, set clear goals for yourself.

برای جلوگیری از پسرفت، اهداف روشنی برای خود تعیین کنید.

she was afraid to backslide after making so much progress.

او از اینکه پس از دستیابی به پیشرفت زیاد، پسرفت کند، می‌ترسید.

support from friends can help prevent backsliding.

حمایت از دوستان می‌تواند به جلوگیری از پسرفت کمک کند.

he made a plan to ensure he wouldn't backslide.

او برنامه‌ای را برای اطمینان از عدم پسرفت خود تنظیم کرد.

backsliding can be a setback in your recovery journey.

پسرفت می‌تواند یک عقب‌ماندگی در مسیر بهبودی شما باشد.

she noticed a tendency to backslide during stressful times.

او متوجه شد که در زمان‌های استرس‌زا تمایل به پسرفت وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید