bashing

[ایالات متحده]/'bæʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پر کردن گاف با سنگ زباله
v. به شدت ضربه زدن، به شدت زدن، به شدت انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bash someone's reputation

تضعیف اعتبار کسی

online bashing

تبلیغات منفی اینترنتی

جملات نمونه

The politician faced intense bashing from the media.

سیاستمدار با انتقادات شدید از سوی رسانه ها روبرو شد.

Online bashing can have a serious impact on mental health.

تبلیغات آنلاین می‌تواند تأثیر جدی بر سلامت روان داشته باشد.

The celebrity received a lot of bashing on social media.

سلبریتی‌ها انتقادات زیادی را در رسانه‌های اجتماعی دریافت کردند.

Stop bashing yourself over small mistakes.

بخاطر اشتباهات کوچک خود را سرزنش نکنید.

The company's decision was met with a lot of bashing from customers.

تصمیم شرکت با انتقادات زیادی از سوی مشتریان مواجه شد.

The film critic's bashing of the movie was harsh.

انتقاد فیلم‌نگار از فیلم بسیار تند بود.

The singer's performance was met with mixed reviews, including some bashing.

اجای اجرای خواننده با نظرات مختلط، از جمله انتقادات، مواجه شد.

Political bashing has become common during election seasons.

تبلیغات سیاسی در طول فصول انتخابات رایج شده است.

The athlete faced bashing from fans after a poor performance.

ورزشکار پس از یک عملکرد ضعیف با انتقادات از سوی طرفداران روبرو شد.

The company's new product launch was met with bashing from competitors.

معرفی محصول جدید شرکت با انتقادات از سوی رقبا مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید