attack

[ایالات متحده]/əˈtæk/
[بریتانیا]/əˈtæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. به طور خشن علیه کسی یا چیزی عمل کردن؛ به شدت انتقاد کردن
n. عمل انجام یک حمله علیه یک دشمن

عبارات و ترکیب‌ها

counterattack

ضد حمله

heart attack

حمله قلبی

attack on

حمله به

under attack

تحت حمله

main attack

حمله اصلی

angle of attack

زاویه حمله

surprise attack

حمله غافلگیرانه

air attack

حمله هوایی

attack angle

زاویه حمله

counter attack

ضد حمله

sudden attack

حمله ناگهانی

suicide attack

حمله انتحاری

nuclear attack

حمله هسته‌ای

personal attack

حمله شخصی

panic attack

حمله وحشت

chemical attack

حمله شیمیایی

come under attack

تحت آتش قرار گرفتن

cyber attack

حمله سایبری

sneak attack

حمله غافلگیرانه

جملات نمونه

an attack of nausea.

حمله تهوع

an attack on inflation.

حمله به تورم

an attack of collywobbles.

حمله قولنج

an attack of cramp.

حمله گرفتگی عضلانی

an attack of the munchies.

حمله هوس

an attack of nerves.

حمله عصبی

an attack on the fortress.

حمله به قلعه

an attack of hunger; an attack of melancholy.

حمله گرسنگی؛ حمله مالیخولیایی

an attack on both flanks.

حمله به هر دو جناح

an indirect attack on the Archbishop.

حمله غیرمستقیم به اسقف اعظم

an attack on the partiality of judges.

حمله به جانبدارانه بودن قضات

a severe attack of asthma.

حمله شدید آسم

a successful attack on the town.

حمله موفقیت آمیز به شهر

a virulent attack on liberalism.

حمله تند و زننده به لیبرالیسم

attack sb. without justfication

حمله به کسی بدون توجیه

a light attack of illness

حمله خفیف بیماری

a sneak attack by terrorists.

حمله غافلگیرانه توسط تروریست ها

a sudden attack of the blues

حمله ناگهانی غم و اندوه

to attack the left flank

حمله به جناح چپ

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید