beep

[ایالات متحده]/biːp/
[بریتانیا]/bip/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صدای کوتاه و با فرکانس بالا
v. ایجاد یک صدای کوتاه و با فرکانس بالا

عبارات و ترکیب‌ها

sound of beep

صدای بوق

beep the horn

بوق بزن

beep the alarm

آژیر را به صدا درآور

car beeping

بوق ماشین

loud beep

بوق بلند

جملات نمونه

The driver beeped behind us.

راننده پشت سرمان بوق زد.

The microwave beeped when the food was ready.

وقتی غذا آماده شد، مایکروویو بوق زد.

The alarm clock beeped loudly, waking me up.

ساعت زنگدار بلند بوق زد و من را از خواب بیدار کرد.

The truck beeped as it backed up.

وقتی کامیون به عقب می‌رفت، بوق زد.

The cashier scanned the items, and they beeped as they went through.

کیسیر اقلام را اسکن کرد و هنگام عبور از دستگاه بوق زدند.

The heart monitor beeped steadily, indicating a normal heartbeat.

دستگاه قلب‌نگار به طور مداوم بوق می‌زد و نشان‌دهنده ضربان قلب طبیعی بود.

The computer beeped to signal an error.

کامپیوتر برای نشان دادن خطا بوق زد.

The car beeped as the driver locked it remotely.

وقتی راننده از راه دور آن را قفل کرد، ماشین بوق زد.

The smoke detector beeped to warn of smoke in the house.

سیستم تشخیص دود بوق زد تا از وجود دود در خانه هشدار دهد.

The elevator beeped to indicate it had reached the desired floor.

آسانسور بوق زد تا نشان دهد که به طبقه مورد نظر رسیده است.

The security system beeped when someone tried to enter the house.

سیستم امنیتی بوق زد وقتی کسی سعی کرد وارد خانه شود.

نمونه‌های واقعی

" Beep, beep, beep." Oh my god, the alarm's going off.

بیپ، بیپ، بیپ. خدای من، آلارم داره به صدا در میاد.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

We couldn't tell if the police were beeping.

نمی‌توانستیم بفهمیم که آیا پلیس‌ها در حال بوق زدن هستند یا خیر.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

You can't sit on this, Lynette. - (phone beeps)

لینت، نمی‌توانی روی این بنشینی. - (صدای زنگ تلفن)

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

No, I didn't tell you to make the beep.

نه، نگفتم به تو بوق بزنی.

منبع: Modern Family - Season 02

The microphone will then beep, letting you know that you can speak.

سپس میکروفون بوق می‌زند و به شما اطلاع می‌دهد که می‌توانید صحبت کنید.

منبع: Analysis of the PTE Exam

There was a quiet beep, and then another indicator light turned green.

صدای بوق آرامی به گوش رسید و سپس چراغ نشانگر دیگری سبز شد.

منبع: Spider-Man: No Way Home

But the beeping grew faster and faster.

اما بوق زدن سریع‌تر و سریع‌تر شد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Another beep, and another green indicator light.

بوق دیگری و چراغ نشانگر سبز دیگری.

منبع: Spider-Man: No Way Home

It beeps if you leave your phone behind.

اگر تلفن همراه خود جا بگذارید، بوق می‌زند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

" Now let me hear you go beep! " he commanded. " Say beep, Louis--loud and clear! "

حالا می‌خواهم صدای بوق شما را بشنوم!" او دستور داد. " بوق بزن، لوییس - بلند و واضح!"

منبع: The Trumpet Swan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید