bleep out
حذف کردن
The nurse bleeped the doctor.
پرستار دکتر را با بوق صدا کرد.
I'll get Janine to bleep you if I need transport.
اگر به حمل و نقل نیاز داشته باشم، از ژانیین میخواهم که شما را با بوق صدا کند.
I may have to bleep a few words in his testimony.
شاید مجبور شوم چند کلمه را در شهادت او با بوق صدا کنم.
Sick Bed No. Six is bleeping for you, doctor.
تخت بيمارستان شماره شش برای شما با بوق صدا میکند، دکتر.
The station bleeped out the expletives from the taped interview.
ایستگاه کلمات رکیک را از مصاحبه ضبط شده با بوق حذف کرد.
The bleep sound woke me up in the middle of the night.
صدای بوق مرا در نیمه شب بیدار کرد.
She used a bleep to censor the inappropriate language in the movie.
او از بوق برای سانسور زبان نامناسب در فیلم استفاده کرد.
The machine emitted a loud bleep when it finished the task.
وقتی کار را تمام کرد، دستگاه صدای بوق بلندی منتشر کرد.
I couldn't hear the bleep of the alarm clock because I was sleeping deeply.
من صدای بوق ساعت زنگ دار را نمی شنیدم زیرا عمیقاً در خواب بودم.
The bleep of the microwave signaled that my food was ready.
صدای بوق مایکروویو نشان داد که غذای من آماده است.
The pilot heard a bleep in the cockpit and immediately checked the instrument panel.
خلبان صدای بوقی در کابین شنید و بلافاصله پنل ابزار را بررسی کرد.
The professor used a bleep to emphasize the key points of his lecture.
استاد از بوق برای تاکید بر نکات کلیدی سخنرانی خود استفاده کرد.
The bleep of the text message notification interrupted our conversation.
صدای بوق اعلان پیام متنی مکالمه ما را قطع کرد.
The nurse set the monitor to bleep if the patient's heart rate dropped too low.
پرستار تنظیم کرد که اگر ضربان قلب بیمار خیلی کم شد، مانیتور بوق بزند.
I accidentally pressed the bleep button on the remote control and changed the channel.
من به طور تصادفی دکمه بوق را روی کنترل از راه دور فشار دادم و کانال را تغییر دادم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید