even

[ایالات متحده]/'iːv(ə)n/
[بریتانیا]/'ivən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور یکنواخت; به طور یکنواخت; به طور پیوسته
adj. صاف; منظم
vt. & vi. صاف کردن; برابر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

even numbers

اعداد زوج

evening sky

آسمان شب

even distribution

توزیع یکنواخت

even temperament

خلق و خوی متعادل

and even

و حتی

even if

حتی اگر

even more

حتی بیشتر

even when

حتی زمانی که

even as

همانطور که

even so

با این وجود

even worse

حتی بدتر

even now

حتی الان

make even

یکسان کردن

break even

به نقطه سربه سر رسیدن

even then

حتی آن وقت

get even

انتقام گرفتن

never even

حتی یک بار هم نه

even number

عدد زوج

even up

متعادل کردن

even out

یکنواخت کردن

even since

حتی از آن زمان

get even with

با ... انتقام گرفتن

even pressure

فشار یکنواخت

جملات نمونه

an even pound; an even foot.

یک پوند حتی؛ یک پا حتی

Thirty is an even number.

سی یک عدد زوج است.

The picture is even with the window.

عکس با پنجره هم سطح است.

an even application of varnish.

یک کاربرد یکنواخت از لاک.

an even chance of winning.

شانس مساوی برای برنده شدن.

even in February the place is busy.

حتی در ماه فوریه، مکان شلوغ است.

Even earthenware pottery is breakable.

حتی گلدان‌های سفالی نیز قابل شکستن هستند.

a couple in evening dress.

یک زوج با لباس شب.

an evening of musical entertainment.

یک شب سرگرمی موسیقی.

an evening of TV nostalgia.

یک شب نوستالژی تلویزیونی.

an evening out at a restaurant.

یک شام بیرون از خانه در یک رستوران.

by evening the rain relented.

تا شب، باران آرام گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید