between

[ایالات متحده]/bɪ'twiːn/
[بریتانیا]/bɪ'twin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. در فضایی که دو چیز را از هم جدا می‌کند
adv. در یا به فضایی که دو چیز را از هم جدا می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

in between

بین

between ourselves

بین خودمان

go between

رفتن بین

جملات نمونه

the antagonism between them.

دودستگی بین آنها.

they snack between meals.

آنها بین وعده های غذایی میان وعده می خورند.

There is no connection between them.

هیچ ارتباطی بین آنها وجود ندارد.

equality between the sexes

برابری بین زن و مرد

between the two cities

بین دو شهر

with no decrial in between,

بدون هیچگونه کاهش در بین.

a rift between siblings.

یک اختلاف بین خواهر و برادر.

a similarity between the sisters

شباهت بین خواهران

between the trochanter and the tibia

بین تروکانتر و تیبیا

between ij and iij of the clock.

بین ij و iij ساعت.

an alliance between medicine and morality.

ائتلافی بین طب و اخلاق.

free time between classes.

وقت آزاد بین کلاس ها.

the difference between income and expenditure.

تفاوت بین درآمد و هزینه.

the borderline between ritual and custom.

مرز بین آیین و سنت.

the chasm between rich and poor.

شکاف بین ثروتمندان و فقرا.

the choice between good and evil.

انتخاب بین خوب و شر.

there is fierce competition between banks.

رقابت شدیدی بین بانک ها وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید