place a bid
ثبت پیشنهاد
submit a bid
ارائه پیشنهاد
winning bid
برنده پیشنهادی
highest bidder
بالاخانه پیشنهاد دهنده
bid for
شرکت در مناقصه برای
bid on
مناقصه دادن برای
successful bid
پیشنهاد موفق
bid evaluation
ارزیابی پیشنهاد
bid price
قیمت پیشنهاد
bid opening
بازکردن پیشنهادات
takeover bid
پیشنهاد تملک
the olympic bid
پیشنهاد المپیک
sealed bid
مناقصه نامه بسته
bid document
سند پیشنهاد
bid up
افزایش قیمت پیشنهادی
invitation to bid
دعوت به پیشنهاد
invitation for bid
دعوت برای پیشنهاد
take-over bid
پیشنهاد تملک
bid security
تضمین پیشنهاد
bid against
مناقصه در برابر
competitive bid
مناقصه رقابتی
bid inviting
دعوت به مناقصه
made a bid for the presidency.
برای ریاست جمهوری پیشنهاد داد.
a bid to rejuvenate the town centre.
تلاش برای احیای مرکز شهر.
bid up the price of wheat.
افزایش قیمت گندم.
I bid 2 spades.
من 2 ایس پیشنهاد دادم.
bid adieu to sb.
وداع گرفتن با کسی
I bid you adieu.
خداحافظی می کنم.
what am I bid?.
چه پیشنهادی برای من وجود دارد؟
North bids four hearts.
شمال چهار قلب پیشنهاد می دهد.
a bid to balance the books .
تلاش برای متعادل کردن حساب ها.
Wrexham's bid to climb the second division table.
تلاشrexham برای صعود به جدول لیگ دسته دوم.
a bid to trace and cure the gearbox problems.
تلاش برای ردیابی و درمان مشکلات گیربکس.
the programme is a bid to introduce opera to the masses.
این برنامه تلاشی برای معرفی اپرا به مردم است.
his bid for the company was repulsed.
تلاش او برای به دست آوردن شرکت با واکنش منفی مواجه شد.
They lost the contract because their bid was too high.
آنها قرارداد را از دست دادند زیرا پیشنهاد آنها خیلی بالا بود.
He bid $5 for an old book.
او 5 دلار برای یک کتاب قدیمی پیشنهاد داد.
She bid frantically for the old chair.
او به شدت برای صندلی قدیمی پیشنهاد داد.
I bid 1000 dollars for that picture.
من 1000 دلار برای آن عکس پیشنهاد دادم.
The host bids him welcome.
میزبان او را خوش آمد می گوید.
She was sorry to bid farewell to Portugal.
او متاسف بود که از پرتغال خداحافظی کند.
Mom, this was a half-ass bid for attention.
مامان، این یک تلاش نصفه و نیمه برای جلب توجه بود.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3And I have your bid at $300,000.
و من پیشنهاد شما را 300000 دلار دارم.
منبع: TV series Person of Interest Season 3There are three notable independent bids as well.
همچنین سه پیشنهاد مستقل قابل توجه وجود دارد.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthI want you to prepare a bid, Edison.
میخواهم یک پیشنهاد آماده کنی، ادیسون.
منبع: Legend of American Business TycoonsAnd with the movers, please, get three bids.
و با حملونقل، لطفاً سه پیشنهاد بگیرید.
منبع: Ozark.Eight going twice. How could she bid on anyone?
هشت بار تکرار شد. چطور میتوانست روی کسی پیشنهاد بگذارد؟
منبع: Flipped SelectedShe must be fuming with anger at such a bid, wasn't she?
مطمئناً او باید از چنین پیشنهادی خشمگین باشد، مگه نه؟
منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for ForeignersHe announced his bid for reelection back in April.
او اعلام کرد که در ماه آوریل برای انتخابات مجدد پیشنهاد داده است.
منبع: CNN 10 Student English August 2023 CompilationOkay, 8 going once. How could she bid on Eddie?
باشه، هشت بار تکرار شد. چطور میتوانست روی ادی پیشنهاد بگذارد؟
منبع: Flipped SelectedComcast has been putting a bid for 31 billion dollars.
Comcast پیشنهاد 31 میلیارد دلار داده است.
منبع: BBC Listening March 2018 Compilationلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید