propose

[ایالات متحده]/prəˈpəʊz/
[بریتانیا]/prəˈpoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. پیشنهاد دادن; توصیه کردن; برنامه‌ریزی کردن; پیشنهاد ازدواج دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

propose marriage

پیشنهاد ازدواج کردن

propose to someone

پیشنهاد دادن به کسی

propose a toast

پیشنهاد دادن برای نوشیدن

propose someone for

پیشنهاد کردن کسی برای

propose to do

پیشنهاد انجام دادن

جملات نمونه

propose marriage to a girl

ازدواج با دختری پیشنهاد دهید.

propose a change in the law.

تغییر در قانون پیشنهاد کنید.

propose a solution to a problem;

پیشنهاد یک راه‌حل برای یک مشکل;

I propose to go on Tuesday.

من پیشنهاد می‌کنم روز سه‌شنبه بروم.

pose a threat.See Synonyms at propose

تهدیدی ایجاد کنید. برای یافتن مترادف‌ها به پیشنهاد مراجعه کنید.

a proposed ban on cigarette advertising.

یک ممنوعیت پیشنهادی برای تبلیغات سیگار.

the proposed site of a hydroelectric dam.

محل پیشنهادی برای سد برق‌آبی.

the proposed wealth tax was stillborn.

مالیات بر ثروت پیشنهادی سقط جنین شد.

the extreme technicality of the proposed constitution.

پیچیدگی شدید قانون اساسی پیشنهادی.

the proposed investment was economically viable.

سرمایه گذاری پیشنهادی از نظر اقتصادی امکان پذیر بود.

I proposed to speak for an hour.

من پیشنهاد می‌کنم یک ساعت صحبت کنم.

be proposed as a candidate for

به عنوان نامزد معرفی شود.

I propose to set off immediately.

من پیشنهاد می‌کنم بلافاصله شروع کنیم.

proposed to buy and run a farm.

پیشنهاد کرد و یک مزرعه خرید و اداره کرد.

This is the model of the proposed new airport.

این مدل فرودگاه جدید پیشنهادی است.

They proposed to make arrangement beforehand.

آنها پیشنهاد کردند که از قبل برنامه ریزی کنند.

I propose resting for an hour.

من پیشنهاد می‌کنم یک ساعت استراحت کنم.

I propose that he should leave now.

من پیشنهاد می‌کنم که او اکنون برود.

I propose him as a candidate for the presidency.

من او را به عنوان نامزد ریاست جمهوری پیشنهاد می‌کنم.

Did he propose marriage to you?

آیا او پیشنهاد ازدواج به شما داد؟

نمونه‌های واقعی

And things unknown proposed as things forgot.

و چیزهای ناشناخته که به عنوان چیزهای فراموش شده پیشنهاد شده‌اند.

منبع: The Weaknesses of Human Nature (Part 2)

When the glasses are full, instead of proposing a toast, I'm gonna propose.

وقتی لیوان‌ها پر هستند، به جای اینکه یک آرزو کنم، می‌خواهم پیشنهاد کنم.

منبع: Friends Season 6

Hailey, how did he propose to you?

هالی، او چگونه به شما پیشنهاد داد؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Then why did you propose to me?

پس چرا به من پیشنهاد دادی؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

But you haven't proposed to me yet.

اما هنوز به من پیشنهاد ندادی.

منبع: Not to be taken lightly.

Is that what you're proposing for India?

آیا این چیزی است که شما برای هند پیشنهاد می‌کنید؟

منبع: NPR News Compilation November 2017

What could your ladyship propose by it?

وی شما چه چیزی را با آن پیشنهاد می‌کند؟

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

Celebrating romance, celebrating birthdays, anniversaries, guys proposing.

جشن گرفتن رمانس، جشن گرفتن تولدها، سالگردها، مردانی که پیشنهاد می‌کنند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

So what do you propose we do?

پس ما چه کنیم؟

منبع: Deadly Women

Several reforms have been proposed to regulate PBMs.

چندین اصلاحیه برای تنظیم PBM ها پیشنهاد شده است.

منبع: The story of origin

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید