job offer
پیشنهاد شغلی
special offer
پیشنهاد ویژه
offer letter
نامه پیشنهاد
offer assistance
پیشنهاد کمک
discount offer
پیشنهاد تخفیض
offer support
ارائه پشتیبانی
offer for
پیشنهاد برای
on offer
در حال عرضه
offer help
کمک ارائه دادن
offer up
ارائه دادن
best offer
بهترین پیشنهاد
offer one's service
ارائه خدمات
firm offer
پیشنهاد محکم
tender offer
پیشنهاد مناقصه
offer to buy
پیشنهاد خرید
offer to sell
پیشنهاد برای فروش
offer price
قیمت پیشنهادی
counter offer
پیشنهاد متقابل
offer firm
پیشنهاد محکم
offer sheet
صفحه پیشنهاد
offer a reward
ارائه جایزه
public offer
پیشنهاد عمومی
an offer of assistance.
یک پیشنهاد کمک
offer to help sb.
پیشنهاد کمک به کسی.
an offer to catch the ball
پیشنهادی برای گرفتن توپ.
reject an offer of help
رد کردن پیشنهاد کمک
to repudiate offers of friendship
رد کردن پیشنهاد دوستی
to offer a sturdy resistance
ارائه مقاومت قوی
offer an affront to someone
توهین به کسی کردن.
Acceptance of the offer is the first step to a merger.
پذیرش پیشنهاد اولین قدم برای ادغام است.
They spurn all our offers of help.
آنها تمام پیشنهادات کمک ما را رد می کنند.
the summit offers astounding views.
قله مناظر شگفت انگیزی ارائه می دهد.
the offer was denounced as a bluff.
پیشنهاد به عنوان یک فریب محکوم شد.
chance was offering me success.
شانس موفقیت را به من پیشنهاد می داد.
the festival offers a cornucopia of pleasures.
جشنواره طیف گسترده ای از لذت ها را ارائه می دهد.
the tariqa offered spiritual discipline.
طریقه انضباط معنوی ارائه می داد.
They offered him a ride.
آنها به او پیشنهاد سواری دادند.
he's hoping for an offer of compensation.
او امیدوار است پیشنهاد جبرانی دریافت کند.
the present offer is an absolute insult.
این پیشنهاد یک توهین مطلق است.
they offer sacrifices to the spirits.
آنها قربانی به ارواح اهدا می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید