abnormal

[ایالات متحده]/æbˈnɔːml/
[بریتانیا]/æbˈnɔːrml/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Adj. انحراف از آنچه عادی یا معمول است؛ غیرعادی یا غیرطبیعی.

عبارات و ترکیب‌ها

abnormal phenomena

ظواهر غیرطبیعی

abnormal behavior

رفتار غیرطبیعی

abnormal condition

وضعیت غیرطبیعی

abnormal psychology

روانشناسی غیرطبیعی

abnormal sound

صدای غیرطبیعی

abnormal return

بازگشت غیرطبیعی

abnormal situation

وضعیت غیرعادی

abnormal distribution

توزیع غیرطبیعی

abnormal menstruation

قاعدگی غیرطبیعی

جملات نمونه

abnormality in the system

اختلال در سیستم

abnormal reaction to medication

واکنش غیرطبیعی به دارو

abnormal levels of hormones

سطح غیرطبیعی هورمون‌ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید