bloomed

[ایالات متحده]/blʊmd/
[بریتانیا]/blo͞omd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v تولید گل یا شکوفه؛ شکوفا شدن

جملات نمونه

the flowers have bloomed beautifully in the spring sunshine.

گل‌ها در آفتاب بهاری به زیبایی شکفته‌اند.

her talent for painting has truly bloomed over the years.

استعداد او در نقاشی در طول سال‌ها واقعاً شکوفا شده است.

the garden has bloomed with vibrant colors this season.

باغ امسال با رنگ‌های زنده شکوفا شده است.

friendships often bloom during difficult times.

دوستی‌ها اغلب در زمان‌های سخت شکوفا می‌شوند.

new ideas bloomed in the minds of the students during the workshop.

ایده‌های جدید در طول کارگاه در ذهن دانش‌آموزان شکوفا شد.

as the years went by, her confidence bloomed.

با گذشت سال‌ها، اعتماد به نفس او شکوفا شد.

the city has bloomed into a cultural hub.

شهر به یک مرکز فرهنگی تبدیل شده است.

in the right conditions, creativity can bloom.

در شرایط مناسب، خلاقیت می‌تواند شکوفا شود.

love bloomed between them during their travels.

عشق در طول سفرشان بین آنها شکوفا شد.

the community has bloomed with new businesses.

جامعه با کسب و کارهای جدید شکوفا شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید