boaster

[ایالات متحده]/ˈbəʊstər/
[بریتانیا]/ˈboʊstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به خود یا دستاوردهایش به طور مفرط صحبت می‌کند یا خود را به رخ می‌کشد.

عبارات و ترکیب‌ها

boaster about something

خودنمایی کننده در مورد چیزی

self-proclaimed boaster

خودخوانده

loud-mouthed boaster

خودنمایی کننده دهن‌به‌دهن

boaster of skills

خودنمایی کننده مهارت‌ها

unfounded boaster

خودنمایی کننده بی‌اساس

جملات نمونه

the boaster always talks about his achievements.

خودست همیشه در مورد دستاوردهای خود صحبت می‌کند.

she is a notorious boaster among her friends.

او در بین دوستانش یک خودست آشکار است.

being a boaster can turn people away from you.

خودست بودن می‌تواند مردم را از شما دور کند.

the boaster often exaggerates his success.

خودست اغلب موفقیت خود را اغراق می‌کند.

he is known as a boaster in the office.

او به عنوان یک خودست در دفتر شناخته می‌شود.

people tend to avoid the constant boaster.

مردم معمولاً از خودست دائمی اجتناب می‌کنند.

the boaster couldn't back up his claims.

خودست نتوانست ادعای خود را ثابت کند.

her boaster attitude annoys many of her peers.

حرف و عمل خودست او باعث آزار بسیاری از همکارانش می‌شود.

it's better to be humble than a boaster.

بهتر است متواضع باشید تا خودخواه.

he was labeled a boaster after his tall tales.

او پس از داستان‌هایش به عنوان یک خودست برچسب خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید