bootlick someone
چاپ بوسیدن کسی
a bootlicker
چاپبوس
bootlicking behavior
رفتار چاپبوسانه
engaged in bootlicking
درگیر چاپبوسی
avoid bootlicking
از چاپبوسی خودداری کنید
a bootlicking attitude
حرفهای چاپبوس
stop the bootlicking
چاپبوسی را متوقف کنید
obvious bootlicking
چاپبوسی آشکار
subtle bootlicking
چاپبوسی ظریف
he always tries to bootlick the boss to get ahead.
او همیشه سعی میکند تا بتواند پیشرفت کند، رئیس را چاپلوس کند.
it's frustrating to watch him bootlick everyone in the office.
تماشای او که در حال چاپلوسی با همه در دفتر است، خسته کننده است.
she thinks she can succeed by bootlicking the higher-ups.
او فکر میکند با چاپلوسی با افراد بالاتر میتواند موفق شود.
bootlicking won't earn you the respect of your peers.
چاپلوسی احترام همکاران شما را به دست نخواهد آورد.
he has a reputation for bootlicking to get promotions.
او به دلیل چاپلوسی برای گرفتن ترفیع شهرت دارد.
many employees feel that bootlicking is necessary for survival in the company.
بسیاری از کارمندان احساس میکنند که چاپلوسی برای زنده ماندن در شرکت ضروری است.
she was accused of bootlicking to gain favor with management.
او به چاپلوسی برای جلب توجه مدیریت متهم شد.
his constant bootlicking makes him unpopular among his colleagues.
چاپلوسی مداوم او باعث میشود که بین همکارانش محبوب نباشد.
bootlicking might get you noticed, but it's not a sustainable strategy.
شاید چاپلوسی باعث شود که توجه کسی را جلب کنید، اما یک استراتژی پایدار نیست.
she decided to stop bootlicking and focus on her own work.
او تصمیم گرفت چاپلوسی را متوقف کند و بر روی کار خود تمرکز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید