He was often criticized for being an appeaser of aggressive foreign powers.
او اغلب به خاطر اینکه منفعتطلب قدرتهای خارجی تهاجمی بود، مورد انتقاد قرار میگرفت.
The appeaser tried to avoid conflict by giving in to unreasonable demands.
منفعتطلب برای اجتناب از درگیری، در برابر خواستههای غیرمنطقی تسلیم میشد.
She was labeled an appeaser for trying to negotiate with the hostile group.
او به خاطر تلاش برای مذاکره با گروه خصمانه، به عنوان منفعتطلب برچسب خورد.
The appeaser's actions only emboldened the aggressor.
اقدامات منفعتطلب تنها باعث جسورتر شدن مهاجم میشد.
Being an appeaser does not always lead to peace.
منفعتطلب بودن همیشه منجر به صلح نمیشود.
The appeaser's strategy of appeasement backfired.
استراتژی منفعتطلبی منفعتطلب به ضرر او تمام شد.
History has shown the dangers of being an appeaser in the face of tyranny.
تاریخ نشان داده است که خطر منفعتطلبی در برابر ظلم چیست.
The appeaser believed that concessions would lead to peace.
منفعتطلب معتقد بود که امتیاز دادن منجر به صلح خواهد شد.
The appeaser's policy of appeasement was widely criticized.
سیاست منفعتطلبی منفعتطلب به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.
He was accused of being an appeaser for his reluctance to confront the aggressor.
او به خاطر اکراه خود برای مقابله با مهاجم، به عنوان منفعتطلب متهم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید