flatterer

[ایالات متحده]/'flætərə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به طور افراطی از دیگران تعریف می‌کند تا به محبوبیت یا منافع دست یابد.

جملات نمونه

She saw through the flatterer's insincere compliments.

او متوجه تملق‌های بی‌ارزش چاپلوس شد.

He is known for being a shameless flatterer.

او به خاطر چاپلوسی بی‌شرمانه معروف است.

The flatterer tried to win her favor with sweet words.

چاپلوس سعی کرد با حرف‌های شیرین لطف او را جلب کند.

Beware of flatterers who have hidden agendas.

مراقب چاپلوسانی باشید که اهداف پنهانی دارند.

The flatterer's words were dripping with insincerity.

حرف‌های چاپلوس سرشار از بی‌ارزشی بودند.

He saw through the flatterer's attempts to manipulate him.

او متوجه تلاش‌های چاپلوس برای دستکاری او شد.

She was tired of being surrounded by flatterers.

او از اینکه در میان چاپلوسان بود خسته شده بود.

The flatterer's compliments were transparently self-serving.

تملق‌های چاپلوس به وضوح خودخواهانه بودند.

He saw the flatterer's ulterior motives behind the flattering words.

او اهداف پنهان چاپلوس را پشت حرف‌های تملق‌آمیز دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید