border

[ایالات متحده]/ˈbɔːdə(r)/
[بریتانیا]/ˈbɔːrdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه، مرز
vt. & vi. مجاور بودن؛ در لبه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

border security

امنیت مرزی

border control

کنترل مرزی

border patrol

گشت مرزی

international border

مرز بین‌المللی

border area

منطقه مرزی

border region

منطقه مرزی

border on

در مرز

border trade

تجارت مرزی

border crossing

عبور از مرز

border collie

بوردر كولي

cross border

چند مرزی

border line

خط مرزی

border irrigation

آبیاری مرزی

border disputes

اختلافات مرزی

over the border

این طرف مرز

border gateway protocol

پروتکل دروازه مرزی

brush border

مرز برس

border gateway

دروازه مرزی

border upon

بر روی مرز

border effect

اثر مرزی

جملات نمونه

Burma borders on India.

میانمار با هند مرز دارد.

Such an act borders on folly.

چنین عملی در آستانه حماقت قرار دارد.

an act that borders on heroism.

عملی که در آستانه قهرمانی قرار دارد.

India borders on Pakistan.

هند با پاکستان مرز دارد.

their remarks were bordering on actionable.

اظهارات آنها در آستانه قابل اقدام بود.

Iraq's northern border with Turkey.

مرز شمال عراق با ترکیه.

refugee camp on the border .

کمپ پناهندگان در مرز.

a pool bordered by palm trees.

استخر محصور در درختان نخل.

a geometric shape bordered by chequers.

یک شکل هندسی که با شطرنج محصور شده است.

the Polish–German border was inviolable.

مرز لهستان و آلمان غیرقابل نفوذ بود.

stencil a border around the door.

یک حاشیه در اطراف در ایجاد کنید.

the virtual absence of border controls.

نبودن تقریباً کنترل های مرزی.

border a dress with silk

لباس را با ابریشم حاشیه دار کنید.

a picture frame with a wide border).

یک قاب عکس با حاشیه پهن).

نمونه‌های واقعی

He'd even threatened to close the border.

او حتی تهدید کرده بود که مرز را ببندد.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

Scotland would have border management, he stresses, not border guards.

او تاکید می‌کند که اسکاتلند مدیریت مرزی خواهد داشت، نه نگهبانان مرزی.

منبع: The Economist (Summary)

Their results offer ammunition for fans of more open borders.

نتایج آنها سلاح‌هایی برای طرفداران مرزهای بازتر فراهم می‌کند.

منبع: Past exam papers for the English major level 4 reading section.

Clashes exactly a week ago closed that border.

درگیری‌ها دقیقاً یک هفته پیش باعث بسته شدن آن مرز شد.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

But the war has closed the borders.

اما جنگ باعث بسته شدن مرزها شده است.

منبع: BBC Listening March 2021 Collection

No, he crossed the border of racist.

نه، او از مرز نژادپرستی عبور کرد.

منبع: Desperate Housewives Season 7

The federal government should keep the borders shut.

دولت فدرال باید مرزها را بسته نگه دارد.

منبع: VOA Daily Standard November 2019 Collection

And that's to avoid a hard border.

و این برای جلوگیری از یک مرز سخت است.

منبع: NPR News April 2019 Collection

What happens by effectively moving the border there?

با جابجایی موثر مرز آنجا چه اتفاقی می‌افتد؟

منبع: NPR News January 2020 Compilation

Fears about fatalities cross the border to Germany.

ترس از تلفات از مرز عبور کرده و به آلمان رسیده است.

منبع: PBS Interview Environmental Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید