liquid

[ایالات متحده]/ˈlɪkwɪd/
[بریتانیا]/ˈlɪkwɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که به راحتی جریان دارد و می‌تواند شکل ظرف خود را به خود بگیرد
adj. مربوط به ماده‌ای که به راحتی جریان دارد و می‌تواند شکل ظرف خود را به خود بگیرد

عبارات و ترکیب‌ها

liquid state

حالت مایع

liquid form

فرم مایع

liquid substance

ماده مایع

liquid water

آب مایع

liquid fuel

سوخت مایع

liquid crystal

بلور مایع

liquid chromatography

کروماتوگرافی مایع

liquid phase

فاز مایع

liquid level

سطح مایع

liquid crystal display

صفحه نمایش کریستال مایع

liquid steel

فولاد مایع

waste liquid

فاضلاب مایع

liquid metal

فلز مایع

thick liquid

مایع غلیظ

liquid flow

جریان مایع

liquid nitrogen

نیتروژن مایع

ionic liquid

سیال یونی

liquid membrane

غشای مایع

liquid film

فیلم مایع

liquid ammonia

آمونیاک مایع

جملات نمونه

The liquid spilled all over the floor.

مایع روی زمین ریخته شد.

She poured the liquid into a glass.

او مایع را در یک لیوان ریخت.

The doctor prescribed a liquid medication.

پزشک یک داروی مایع تجویز کرد.

The liquid evaporated quickly in the heat.

مایع به سرعت در گرما تبخیر شد.

The liquid nitrogen is used for freezing samples.

از نیتروژن مایع برای منجمد کردن نمونه ها استفاده می شود.

He prefers liquid soap over bar soap.

او صابون مایع را به جای صابون جامد ترجیح می دهد.

The liquid diet consists of soups and juices.

رژیم غذایی مایع شامل سوپ و آب میوه است.

The liquidation of the company led to job losses.

تصفیه شرکت منجر به از دست دادن شغل شد.

The liquidation sale attracted many customers.

فروش تصفیه مشتریان زیادی را جذب کرد.

The liquid assets of the company were quickly converted to cash.

دارایی های نقد شرکت به سرعت به وجه نقد تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید