bubbled

[ایالات متحده]/ˈbʌbəld/
[بریتانیا]/ˈbʌbəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و شکل گذشته participle از bubble (برای تشکیل حباب‌ها، برای ایجاد چیزی حبابی)؛ (از مایع) با صدای حباب‌زنی حرکت کردن؛ پر از هیجان یا اشتیاق بودن؛ نسبت به چیزی احساس قوی داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

bubbled up

بیرون زدن

bubbled over

سرریز کردن

bubbled away

ناپدید شدن

bubbled with

پر شدن از

bubbled forth

بیرون آمدن

bubbled down

به پایین آمدن

bubbled back

بازگشتن

bubbled in

وارد شدن

bubbled along

همراه با جریان

bubbled out

بیرون رفتن

جملات نمونه

the soup bubbled on the stove.

سوپ روی اجاق گاز به آرامی می‌جوشید.

she bubbled with excitement when she heard the news.

وقتی خبر را شنید، از هیجان لبخند زد.

the children bubbled over with joy at the party.

کودکان در مهمانی از شادی سر از پا فتاده بودند.

he bubbled with enthusiasm as he spoke.

وقتی صحبت می‌کرد، با اشتیاق لبخند می‌زد.

the carbonated drink bubbled in the glass.

نوشیدنی گازدار در لیوان به آرامی می‌جوشید.

her laughter bubbled up like a spring.

خنده‌اش مانند چشمه‌ای از درون فوران کرد.

the brook bubbled gently over the rocks.

چشمه به آرامی بر روی سنگ‌ها می‌جوشید.

ideas bubbled in her mind as she brainstormed.

ایده‌ها در ذهنش فوران می‌کردند، در حالی که طوفان فکری می‌کرد.

the conversation bubbled with energy and laughter.

گفتگو با انرژی و خنده پر بود.

as the water heated, it began to bubble.

همانطور که آب گرم می‌شد، شروع به جوشیدن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید