fizzed

[ایالات متحده]/fɪzd/
[بریتانیا]/fɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حباب تولید کردن یا صدای سوت زدن ایجاد کردن (مانند در نوشیدنی‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

fizzed drink

نوشیدنی گازدار

fizzed soda

سودا گازدار

fizzed water

آب گازدار

fizzed beverage

نوشیدنی گازدار

fizzed cocktail

کوکتل گازدار

fizzed wine

شراب گازدار

fizzed lemonade

لیموناد گازدار

fizzed drinkable

قابل نوشیدن گازدار

fizzed syrup

شربت گازدار

fizzed fruit

میوه گازدار

جملات نمونه

the soda fizzed when i opened the can.

نوشابه هنگام باز کردن قوطی گازدار شد.

the fireworks fizzed and popped in the night sky.

دود آتش‌بازی در آسمان شب گازدار و منفجر شد.

the mixture fizzed as i added the vinegar.

مخلوط هنگام اضافه کردن سرکه گازدار شد.

her excitement fizzed over as she received the news.

هیجان او با دریافت خبر فوران کرد.

the drink fizzed and bubbled in the glass.

نوشیدنی در لیوان گازدار و حباب‌دار شد.

as the ice melted, the drink fizzed more.

با آب شدن یخ، نوشیدنی بیشتر گازدار شد.

the chemical reaction fizzed violently.

واکنش شیمیایی به شدت گازدار شد.

she opened the champagne, and it fizzed delightfully.

او شربت شامپاین را باز کرد و به طرز دلپذیری گازدار شد.

the potion fizzed and changed colors.

معجون گازدار شد و رنگ عوض کرد.

the energy in the room fizzed with anticipation.

انرژی در اتاق با اشتیاق گازدار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید