buoyantly

[ایالات متحده]/ˈbɔɪəntli/
[بریتانیا]/ˈboɪən(t)li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت خوشحال یا شاداب

عبارات و ترکیب‌ها

buoyantly happy

شادمانانه

buoyantly floating

به طور شناور

buoyantly optimistic

بسیار خوش بین

buoyantly cheerful

شاد و پرانرژی

buoyantly dancing

رقصانه

buoyantly rising

در حال بالا رفتن

buoyantly thriving

به طور شکوفا

buoyantly engaging

درگیرانه

buoyantly moving

حرکت کننده

buoyantly exploring

کاوشگرانه

جملات نمونه

she walked buoyantly into the room, full of energy.

او با انرژی و سرزندگی وارد اتاق شد.

the children played buoyantly in the park, laughing and running.

کودکان با خوشحالی و سرزندگی در پارک بازی می‌کردند، می‌خندیدند و می‌دویدند.

he spoke buoyantly about his recent trip abroad.

او با خوشحالی و سرزندگی در مورد سفر اخیرش به خارج از کشور صحبت کرد.

despite the challenges, she remained buoyantly optimistic.

با وجود چالش‌ها، او همچنان با خوشحالی و سرزندگی خوش‌بین ماند.

the team celebrated their victory buoyantly.

تیم پیروزی خود را با خوشحالی و سرزندگی جشن گرفتند.

she approached the task buoyantly, eager to succeed.

او با خوشحالی و سرزندگی به این کار پرداخت، مشتاق به موفقیت.

he buoyantly shared his ideas during the meeting.

او با خوشحالی و سرزندگی ایده‌های خود را در طول جلسه به اشتراک گذاشت.

the mood at the party was buoyantly festive.

فضای مهمانی به طور سرزنده و جشن‌گونه بود.

she danced buoyantly, captivating everyone around her.

او با خوشحالی و سرزندگی می‌رقصید، همه را مجذوب خود می‌کرد.

he faced the future buoyantly, ready for new adventures.

او با خوشحالی و سرزندگی به استقبال آینده رفت، آماده ماجراجویی‌های جدید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید