calculatedly

[ایالات متحده]/ˌkæl.kjʊ.leɪ.tɪd.li/
[بریتانیا]/ˌkæl.kəl.ˈeɪ.tɪd.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به‌طور عمدی یا با دقت عمل کردن، اغلب با هدف خاصی در ذهن.

عبارات و ترکیب‌ها

calculatedly deceptive

مؤثر و فریبکار

calculatedly cruel

محاسبه‌ای و بی‌رحم

calculatedly strategic

محاسبه‌ای و راهبردی

calculatedly risky

محاسبه‌ای و پرخطر

calculatedly manipulative

محاسبه‌ای و دستکاری‌کننده

calculatedly evasive

محاسبه‌ای و طفره‌گذار

calculatedly cold

محاسبه‌ای و سرد

calculatedly cautious

محاسبه‌ای و محتاط

calculatedly bold

محاسبه‌ای و جسور

calculatedly ambitious

محاسبه‌ای و جاه‌طلب

جملات نمونه

she approached the negotiation calculatedly, ensuring every move was strategic.

او با دقت و محاسبه وارد مذاکره شد و اطمینان حاصل کرد که هر حرکتی استراتژیک باشد.

he calculatedly chose his words to avoid offending anyone.

او با دقت و محاسبه کلمات خود را انتخاب کرد تا کسی را ناراحت نکند.

the team planned their strategy calculatedly to maximize their chances of winning.

تیم برنامه استراتژیک خود را با دقت و محاسبه طراحی کرد تا شانس پیروزی خود را به حداکثر برساند.

she calculatedly invested her savings into the stock market.

او با دقت و محاسبه پس انداز خود را در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.

he calculatedly timed his presentation to capture the audience's attention.

او زمان ارائه خود را با دقت و محاسبه زمان بندی کرد تا توجه مخاطبان را جلب کند.

the politician spoke calculatedly to appeal to a broad audience.

سیاستمدار با دقت و محاسبه صحبت کرد تا مخاطبان گسترده ای را جذب کند.

she calculatedly navigated the conversation to steer it towards her agenda.

او با دقت و محاسبه مکالمه را هدایت کرد تا آن را به سمت دستور کار خود سوق دهد.

he calculatedly avoided the topic to prevent any conflict.

او با دقت و محاسبه از پرداختن به آن موضوع خودداری کرد تا از بروز هرگونه درگیری جلوگیری کند.

the company calculatedly adjusted its marketing strategy to target younger consumers.

شرکت با دقت و محاسبه استراتژی بازاریابی خود را برای هدف قرار دادن مصرف کنندگان جوان تر تنظیم کرد.

she calculatedly built her network to advance her career.

او با دقت و محاسبه شبکه ارتباطی خود را گسترش داد تا پیشرفت شغلی خود را سرعت بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید