card

[ایالات متحده]/kɑːd/
[بریتانیا]/kɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارت; کارت بازی; کارت پستال

vt. ضبط کردن روی کارت

عبارات و ترکیب‌ها

credit card

کارت اعتباری

business card

کارت تجاری

debit card

کارت بانکی

gift card

کارت هدیه

library card

کارت کتابخانه

membership card

کارت عضویت

ic card

کارت आईसी

id card

کارت شناسایی

smart card

کارت هوشمند

identity card

کارت شناسایی

name card

کارت معرفی

card number

شماره کارت

bank card

کارت بانکی

memory card

کارت حافظه

red card

کارت قرمز

card reader

خواننده کارت

card system

سیستم کارت

greeting card

کارت تبریک

green card

کارت سبز

report card

گزارش کارت

sound card

کارت صدا

network card

کارت شبکه

card account

حساب کارت

جملات نمونه

Noria's last card is Mangin.

آخرین کارت نوریا، منگین است.

a serious card player.

یک بازیکن جدی کارت.

credit cards are widely accepted.

کارت‌های اعتباری به طور گسترده پذیرفته می‌شوند.

he crushed the card into a ball.

او کارت را به یک توپ تبدیل کرد.

they charge the calls to their credit-card accounts.

آنها هزینه تماس‌ها را به حساب کارت اعتبادی خود می‌گیرند.

the cards were dealt for the last hand.

کارت‌ها برای آخرین دست توزیع شدند.

two cards of the same denomination.

دو کارت با ارزش اسمی یکسان.

a four-handed card game.

یک بازی کارتی چهار نفره.

keep credit cards handy.

کارت‌های اعتباری را در دسترس داشته باشید.

score the card until you cut through.

تا زمانی که از آن عبور کنید، کارت را امتیاز دهید.

the card was signed by the whole class.

کارت توسط تمامي دانش آموزان امضا شده بود

Place the card face up on the pile.

کارت را با رو به بالا روی دسته قرار دهید.

Both membership card cannot be attorn.

هر دو کارت عضویت قابل وکالت نیستند.

نمونه‌های واقعی

You draw a card, and then discard.

شما یک کارت می‌کشید و سپس آن را دور می‌اندازید.

منبع: American Horror Story Season 1

Now, the house is showing a face card.

حالا، خانه یک کارت چهره نشان می‌دهد.

منبع: The Best Mom

I feel tired of sending Christmas cards.

من احساس خستگی از ارسال کارت‌های کریسمس می‌کنم.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

And we sometimes give birthday cards.

و ما گاهی اوقات کارت تولد می‌دهیم.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

Ok, which pile is your card in?

بسیار خب، کارت شما در کدام دسته قرار دارد؟

منبع: Mathematics and Magic (Audio Version)

They don't take credit cards here...just cash.

آنها اینجا کارت اعتباری نمی‌گیرند...فقط پول نقد.

منبع: A bet.

It's a report card and it's a prognostication.

این یک کارنامه است و یک پیش‌بینی است.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

They wanted to see a green card.

آنها می‌خواستند یک کارت سبز ببینند.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Read the conversation and fill in the card.

مکالمه را بخوانید و کارت را پر کنید.

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Upper)

So put your cards on the table.

پس کارت‌های خود را روی میز بگذارید.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید