chant

[ایالات متحده]/tʃɑːnt/
[بریتانیا]/tʃænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترانه مقدس؛ سرود
vt. آواز خواندن؛ ستایش کردن
vi. آواز خواندن؛ بارها آواز خواندن

عبارات و ترکیب‌ها

chant a mantra

اجرای مانتر

chant a hymn

اجرای سرود

chant in unison

اجرای یکپارچه

chant prayers

اجرای نمازها

gregorian chant

اجرای گريگوري

جملات نمونه

the chant of the crowd at the rally.

همچشپي جمعیت در گردهم آیی

the melodious chant of the monks.

همچشپي دلنشين راهيبان

chanting a hero's deeds.

اجرای آواز در وصف کارهای قهرمانانه

chant the eulogy of sb.

اجرای مرثيه برای كسی

protesters were chanting slogans.

تظاهرکنندگان در حال سر دادن شعارها بودند.

He chanted a prayer.

او دعایی را اجرا کرد.

The crowd chanted slogans.

جمعيت شعارها را اجرا کرد.

We could hear the chanting of the pickets.

ما می‌توانستیم صدای همچشپي راهپیمایان را بشنویم.

crowds chanted ‘Down with America!’.

جمعيت فریاد زدند: «مرگ بر آمریکا!»

doesn't have the same sportsy chanting rhythm to it.

ندارد همان ریتم همچشپي ورزشی.

Protesters upset the meeting by chanting and shouting.

تظاهرکنندگان با همچشپي و فریاد، جلسه را مختل کردند.

The crowd's chant was 'More Jobs! More Money!'

همچشپي جمعیت این بود: «بیشتر شغل! بیشتر پول!»

The crowd chanted 'Down with the Despot'.

جمعيت فریاد زدند: «مرگ بر مستبد!»

chanted while a friend jumped rope.

همچشپي کرد در حالی که یک دوست طناب می‌زد.

The crowd chanted slogans and waved banners.

جمعيت شعارها را اجرا کردند و بنرها را به حرکت درآوردند.

That hymn of the angels which he had heard in the middle of the night, was the nuns chanting matins;

آن سرود فرشتگان که او در نیمه شب شنیده بود، همچشپي راهيبه‌ها در حال خواندن متون شبانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید