fees

[ایالات متحده]/fiːz/
[بریتانیا]/fiːz/

ترجمه

n. هزینه‌ها یا پرداخت‌ها برای خدمات

عبارات و ترکیب‌ها

tuition fees

هزینه های تحصیل

service fees

هزینه های خدمات

processing fees

هزینه های پردازش

paying fees

پرداخت هزینه

late fees

هزینه دیرکرد

membership fees

هزینه عضویت

refund fees

هزینه بازپرداخت

hidden fees

هزینه های پنهان

additional fees

هزینه های اضافی

waiving fees

معافیت از پرداخت هزینه

جملات نمونه

we need to pay various fees for the event registration.

ما باید برای ثبت نام در رویداد، هزینه های مختلفی پرداخت کنیم.

are there any hidden fees associated with this account?

آیا هزینه های پنهانی مرتبط با این حساب وجود دارد؟

the university increased tuition fees significantly this year.

دانشگاه امسال به طور قابل توجهی شهریه را افزایش داد.

i had to pay overdraft fees at the bank last month.

من مجبور شدم ماه گذشته در بانک هزینه اضافه برداشت انجام دهم.

check for late payment fees before the due date.

قبل از سر رسید، هزینه های پرداخت دیر هنگام را بررسی کنید.

the agent collected all the closing fees for the house.

نماینده تمام هزینه های بستن خانه را جمع آوری کرد.

what are the membership fees for joining the club?

هزینه عضویت برای پیوستن به باشگاه چقدر است؟

they charged excessive fees for the service provided.

آنها برای خدمات ارائه شده هزینه های بیش از حد دریافت کردند.

review the terms and conditions regarding service fees.

شرایط و ضوابط مربوط به هزینه خدمات را بررسی کنید.

the cancellation fees were clearly stated in the contract.

هزینه های لغو به وضوح در قرارداد ذکر شده بود.

we'll cover all the administrative fees for your application.

ما تمام هزینه های اداری برای درخواست شما را پوشش خواهیم داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید