penalty

[ایالات متحده]/ˈpenəlti/
[بریتانیا]/ˈpenəlti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجازات یا پیامد برای نقض یک قاعده یا قانون، نتیجه منفی یا از دست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

receive a penalty

دریافت جریمه

penalty kick

ضربه پنالتی

harsh penalty

جریمه شدید

penalty shootout

ضربه پنالتی

death penalty

مجازات اعدام

penalty function

تابع جریمه

penalty for

جریمه برای

administrative penalty

جریمه اداری

penalty area

منطقه پنالتی

penalty spot

نقطه پنالتی

pay the penalty

پرداخت جریمه

penalty factor

ضریب جریمه

penalty cost

هزینه جریمه

penalty shot

ضربه پنالتی

penalty goal

گل پنالتی

penalty box

جعبه پنالتی

جملات نمونه

a penalty kick; a penalty stroke.

ضربه پنالتی؛ ضربه پنالتی

the extreme penalty of law

مجازات شدید قانون

the penalty for speeding

جریمه سرعت

lay a penalty upon the offender.

یک جریمه بر متخلف اعمال کنید.

a penalty was given and somebody chirped.

یک پنالتی داده شد و کسی جیک جیک کرد.

Stockwell hustled into the penalty area.

استوک‌ول به سرعت وارد محوطه پنالتی شد.

there are penalties for inappropriate behaviour.

برای رفتار نامناسب مجازات وجود دارد.

a maximum penalty of ten years' imprisonment.

مجازات بیشینه ده سال حبس

Penalties are correctors of faults.

پنالتی‌ها تصحیح‌کننده‌های اشتباه هستند.

forbidden under penalty of death

تحت مجازات اعدام ممنوع

the movement for the abolition of the death penalty

جنبش برای لغو مجازات اعدام

he ballooned the penalty over the bar.

او پنالتی را از روی خط دروازه به بیرون پرتاب کرد.

the penalty miss cost us the game.

از دست دادن پنالتی هزینه بازی را برای ما داشت.

Some people are in favour of restoring the death penalty for major crimes.

برخی از مردم طرفدار بازگرداندن مجازات اعدام برای جرایم جدی هستند.

Fishing in this pond is forbidden; penalty $5.

ماهیتکشی در این برکه ممنوع است؛ جریمه ۵ دلار.

She has paid the penalty for her theft.

او برای سرقت خود جریمه پرداخت کرده است.

The penalty ordered by the referee was in dispute by one of the teams.

پنالتی که توسط داور اعلام شد، مورد اختلاف یکی از تیم‌ها بود.

One of the penalties of fame is that people point at you in the street.

یکی از معایب شهرت این است که مردم به شما در خیابان اشاره می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

France called for more global penalties on North Korea.

فرانسه خواستار اعمال تحریم‌های جهانی بیشتر بر کره شمالی شد.

منبع: CNN Selected April 2016 Collection

More U.S. sanctions and penalties on North Korea.

تحریم‌ها و مجازات‌های بیشتر آمریکا علیه کره شمالی.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

" And, yes, it's a penalty to Ireland! "

" و بله، این یک پنالتی برای ایرلند است!"

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Some of those laws contain very harsh penalties.

برخی از آن قوانین شامل مجازات‌های بسیار سنگین هستند.

منبع: VOA Standard July 2014 Collection

That's pretty low. That's a big penalty.

خیلی پایین است. این یک مجازات بزرگ است.

منبع: TOEFL Preparation Handbook

There is no penalty if you create a desire.

اگر اراده‌ای ایجاد کنید، هیچ جریمه‌ای وجود ندارد.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

That's the stiffest penalty yet in the January 6 investigation.

این سخت‌ترین مجازاتی است که تا به حال در تحقیقات ۶ ژانویه وجود داشته است.

منبع: PBS English News

Sophia Smith and Kelley O'Hara also failed to score their penalties.

سویا اسمیت و کلهی اوهرا نیز نتوانستند پنالتی‌های خود را به ثمر برسانند.

منبع: Newsweek

We will arrest you and you will face the maximum penalty.

شما را دستگیر خواهیم کرد و با حداکثر مجازات روبرو خواهید شد.

منبع: Go blank axis version

Law can remove the penalties for those who apologize and seek forgiveness.

قانون می‌تواند مجازات کسانی را که عذرخواهی می‌کنند و طلب بخشش می‌کنند، از بین ببرد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید