cheated

[US]/tʃiːtɪd/
[UK]/cheat-id/
Frequency: Very High

Translation

v. به طور نادرست یا ناعادلانه عمل کردن به منظور به دست آوردن مزیت، به ویژه در یک بازی، مسابقه یا امتحان؛ فریب دادن کسی با رفتار نادرست؛ داشتن یک رابطه جنسی مخفی با کسی در حالی که متاهل هستید یا در یک رابطه متعهد هستید.

Phrases & Collocations

cheated again

دوباره تقلب کرد

cheated on

خیانت کرد به

cheated me

با من تقلب کرد

cheated out

من را فریب داد

cheated death

از مرگ فرار کرد

cheated you

با شما تقلب کرد

cheated him

با او تقلب کرد

cheated us

با ما تقلب کرد

cheated life

با زندگی تقلب کرد

cheated trust

اعتماد را فریب داد

Example Sentences

she felt cheated after discovering the truth.

او پس از کشف حقیقت احساس فریب‌خوری کرد.

he cheated on the exam and got caught.

او در امتحان تقلب کرد و گیر افتاد.

they cheated each other in the game.

آنها در بازی یکدیگر را فریب دادند.

don't cheat yourself out of happiness.

خودتان را از شادی محروم نکنید.

she felt cheated by her friend's betrayal.

او پس از خیانت دوستش احساس فریب‌خوری کرد.

he was accused of cheating during the competition.

او به تقلب در طول مسابقه متهم شد.

cheated feelings can lead to trust issues.

احساسات فریب‌خوری می‌تواند منجر به مشکلات اعتماد شود.

many people cheat in relationships.

بسیاری از مردم در روابط تقلب می‌کنند.

she realized she had cheated herself out of a good opportunity.

او متوجه شد که خودش را از یک فرصت خوب محروم کرده است.

he cheated his way to the top of the company.

او با تقلب به بالای شرکت رسید.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now