deceived by
فریب خوردن از
deceived into
فریب خوردن برای
deceived about
فریب خوردن درباره
deceived us
ما را فریب داد
deceived them
آنها را فریب داد
deceived himself
خود را فریب داد
deceived her
او را فریب داد
deceived once
یک بار فریب خورد
deceived easily
به راحتی فریب خورد
never deceived
هرگز فریب نخورد
she felt deceived by his false promises.
او احساس فریب خوردن از قولهای دروغین او کرد.
he deceived everyone with his charming smile.
او با لبخند جذابش همه را فریب داد.
they were deceived into thinking it was a safe investment.
آنها فریب خوردند و فکر کردند سرمایهگذاری امنی است.
don't be deceived by appearances.
به ظاهرها فریب نخورید.
she realized she had been deceived after reading the truth.
او پس از خواندن حقیقت متوجه شد که فریب خورده است.
he was deceived into signing the contract.
او فریب خورد و قرارداد را امضا کرد.
many people were deceived by the scam.
بسیاری از مردم توسط کلاهبرداری فریب خوردند.
she felt deceived when she found out the truth.
او احساس فریب خوردن کرد وقتی حقیقت را فهمید.
he deceived his friends for personal gain.
او برای به دست آوردن منفعت شخصی دوستان خود را فریب داد.
they had deceived themselves into believing everything was fine.
آنها خودشان را فریب داده بودند تا باور کنند همه چیز خوب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید