deceived

[ایالات متحده]/dɪˈsiːvd/
[بریتانیا]/dɪˈsiːvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی کامل فریب دادن; گمراه کردن یا خیانت کردن
adj. فریب خورده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

deceived by

فریب خوردن از

deceived into

فریب خوردن برای

deceived about

فریب خوردن درباره

deceived us

ما را فریب داد

deceived them

آنها را فریب داد

deceived himself

خود را فریب داد

deceived her

او را فریب داد

deceived once

یک بار فریب خورد

deceived easily

به راحتی فریب خورد

never deceived

هرگز فریب نخورد

جملات نمونه

she felt deceived by his false promises.

او احساس فریب خوردن از قول‌های دروغین او کرد.

he deceived everyone with his charming smile.

او با لبخند جذابش همه را فریب داد.

they were deceived into thinking it was a safe investment.

آنها فریب خوردند و فکر کردند سرمایه‌گذاری امنی است.

don't be deceived by appearances.

به ظاهرها فریب نخورید.

she realized she had been deceived after reading the truth.

او پس از خواندن حقیقت متوجه شد که فریب خورده است.

he was deceived into signing the contract.

او فریب خورد و قرارداد را امضا کرد.

many people were deceived by the scam.

بسیاری از مردم توسط کلاهبرداری فریب خوردند.

she felt deceived when she found out the truth.

او احساس فریب خوردن کرد وقتی حقیقت را فهمید.

he deceived his friends for personal gain.

او برای به دست آوردن منفعت شخصی دوستان خود را فریب داد.

they had deceived themselves into believing everything was fine.

آنها خودشان را فریب داده بودند تا باور کنند همه چیز خوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید