clicked here
کلیک کردید اینجای
clicked on
کلیک کرد روی
clicked away
کلیک کرد دور
clicked through
کلیک کرد از طریق
clicked back
کلیک کرد برگشت
clicked again
دوباره کلیک کرد
clicked save
کلیک کرد ذخیره
clicked yes
کلیک کرد بله
clicked no
کلیک کرد نه
clicked link
کلیک کرد لینک
she clicked the link to access the document.
او برای دسترسی به سند، روی لینک کلیک کرد.
he clicked on the button to submit the form.
او برای ارسال فرم، روی دکمه کلیک کرد.
they clicked together in the team meeting.
آنها در جلسه تیمی با هم کلیک کردند.
once i clicked, i realized the importance of the task.
وقتی کلیک کردم، اهمیت کار را متوجه شدم.
she clicked her pen nervously during the presentation.
او در طول ارائه، قلم خود را با اضطراب کلیک کرد.
after he clicked, the software started to install.
بعد از اینکه او کلیک کرد، نرم افزار شروع به نصب کرد.
the audience clicked with the speaker immediately.
مخاطبان بلافاصله با سخنران همسو شدند.
when i clicked the photo, everyone smiled.
وقتی عکس را گرفتم، همه لبخند زدند.
she clicked through the photos on her phone.
او عکس ها را در تلفن خود مرور کرد.
after he clicked 'yes', the deal was finalized.
بعد از اینکه او 'بله' را کلیک کرد، معامله نهایی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید