codified law
قانون مصوب
codified rules
قواعد مصوب
codified standards
استانداردهای مصوب
codified procedures
روشهای مصوب
codified practices
روشهای عملی مصوب
codified norms
هنجارهای مصوب
codified guidelines
دستورالعملهای مصوب
codified agreements
توافقات مصوب
codified rights
حقوق مصوب
codified principles
اصول مصوب
the laws were codified to ensure clarity and consistency.
قوانین برای اطمینان از شفافیت و ثبات کدگذاری شدند.
the organization has codified its procedures for better compliance.
سازمان رویههای خود را برای رعایت بهتر، کدگذاری کرده است.
many ethical guidelines have been codified in the new policy.
بسیاری از دستورالعملهای اخلاقی در سیاست جدید کدگذاری شدهاند.
the rules were codified after extensive consultation with experts.
قوانین پس از مشورت گسترده با متخصصان کدگذاری شدند.
they aim to codify best practices in the industry.
آنها قصد دارند بهترین شیوهها را در صنعت کدگذاری کنند.
codified laws help in the fair administration of justice.
قوانین کدگذاری شده به اجرای عدالت به طور منصفانه کمک می کنند.
her research focused on how traditions can be codified.
تحقیقات او بر روی این تمرکز داشت که چگونه سنت ها را می توان کدگذاری کرد.
they have codified their mission statement for clarity.
آنها بیانیه ماموریت خود را برای شفافیت کدگذاری کرده اند.
it is important to codify safety standards in the workplace.
توجه به کدگذاری استانداردهای ایمنی در محل کار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید