enacted

[ایالات متحده]/ɪˈnæktɪd/
[بریتانیا]/ɪˈnæktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قانون وضع کردن یا لایحه ای را تصویب کردن
n. عمل قانون گذاری

عبارات و ترکیب‌ها

law enacted

قانون تصویب شده

policy enacted

سیاست تصویب شده

regulation enacted

مقررات تصویب شده

bill enacted

طرح تصویب شده

amendment enacted

اصلاحیه تصویب شده

act enacted

عمل تصویب شده

measure enacted

اقدام تصویب شده

statute enacted

قانون اساسی تصویب شده

lawfully enacted

به طور قانونی تصویب شده

order enacted

دستور تصویب شده

جملات نمونه

the government enacted new laws to protect the environment.

دولت قوانین جدیدی برای حفاظت از محیط زیست وضع کرد.

last year, the school enacted a policy on bullying prevention.

پارسال، مدرسه سیاستی در مورد پیشگیری از زورگویی وضع کرد.

the city council enacted a ban on smoking in public places.

شورای شهر ممنوعیت استعمال دخانیات در اماکن عمومی را وضع کرد.

the organization enacted measures to improve workplace safety.

سازمان اقداماتی را برای بهبود ایمنی محل کار وضع کرد.

after much debate, the committee finally enacted the new regulations.

پس از بحث‌های فراوان، کمیته بالاخره مقررات جدید را وضع کرد.

they enacted a series of reforms to enhance educational standards.

آنها مجموعه‌ای از اصلاحات را برای ارتقای استانداردهای آموزشی وضع کردند.

the law was enacted to ensure fair treatment for all citizens.

این قانون برای اطمینان از رفتار منصفانه با همه شهروندان وضع شد.

in response to the crisis, the government enacted emergency measures.

در پاسخ به بحران، دولت اقدامات اضطراری را وضع کرد.

the organization enacted a new strategy to boost community engagement.

سازمان یک استراتژی جدید برای افزایش مشارکت جامعه وضع کرد.

they enacted policies to promote sustainable development.

آنها سیاست‌هایی را برای ترویج توسعه پایدار وضع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید