law enacted
قانون تصویب شده
policy enacted
سیاست تصویب شده
regulation enacted
مقررات تصویب شده
bill enacted
طرح تصویب شده
amendment enacted
اصلاحیه تصویب شده
act enacted
عمل تصویب شده
measure enacted
اقدام تصویب شده
statute enacted
قانون اساسی تصویب شده
lawfully enacted
به طور قانونی تصویب شده
order enacted
دستور تصویب شده
the government enacted new laws to protect the environment.
دولت قوانین جدیدی برای حفاظت از محیط زیست وضع کرد.
last year, the school enacted a policy on bullying prevention.
پارسال، مدرسه سیاستی در مورد پیشگیری از زورگویی وضع کرد.
the city council enacted a ban on smoking in public places.
شورای شهر ممنوعیت استعمال دخانیات در اماکن عمومی را وضع کرد.
the organization enacted measures to improve workplace safety.
سازمان اقداماتی را برای بهبود ایمنی محل کار وضع کرد.
after much debate, the committee finally enacted the new regulations.
پس از بحثهای فراوان، کمیته بالاخره مقررات جدید را وضع کرد.
they enacted a series of reforms to enhance educational standards.
آنها مجموعهای از اصلاحات را برای ارتقای استانداردهای آموزشی وضع کردند.
the law was enacted to ensure fair treatment for all citizens.
این قانون برای اطمینان از رفتار منصفانه با همه شهروندان وضع شد.
in response to the crisis, the government enacted emergency measures.
در پاسخ به بحران، دولت اقدامات اضطراری را وضع کرد.
the organization enacted a new strategy to boost community engagement.
سازمان یک استراتژی جدید برای افزایش مشارکت جامعه وضع کرد.
they enacted policies to promote sustainable development.
آنها سیاستهایی را برای ترویج توسعه پایدار وضع کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید