formulated plan
برنامه مدون
formulated strategy
استراتژی مدون
formulated policy
سیاست مدون
formulated response
پاسخ مدون
formulated theory
نظریه مدون
formulated approach
رویکرد مدون
formulated guidelines
دستورالعملهای مدون
formulated framework
چارچوب مدون
formulated product
محصول مدون
formulated solution
راه حل مدون
the committee formulated a new policy to address climate change.
کمیته یک سیاست جدید برای مقابله با تغییرات آب و هوایی تدوین کرد.
she formulated a plan to improve the company's efficiency.
او طرحی را برای بهبود کارایی شرکت تدوین کرد.
the researchers formulated a hypothesis based on their findings.
محققان فرضیهای را بر اساس یافتههای خود تدوین کردند.
the team formulated strategies to enhance customer satisfaction.
تیم استراتژیهایی را برای افزایش رضایت مشتری تدوین کرد.
he formulated his arguments clearly and concisely.
او استدلالهای خود را به وضوح و به طور خلاصه تدوین کرد.
the government formulated a response to the economic crisis.
دولت به عنوان پاسخی به بحران اقتصادی، یک واکنش تدوین کرد.
they formulated guidelines for safe food handling.
آنها دستورالعملهایی را برای رسیدگی ایمن به مواد غذایی تدوین کردند.
the scientist formulated a new theory about black holes.
دانشمند یک نظریه جدید در مورد سیاهچاله ها تدوین کرد.
the organization formulated a mission statement to clarify its goals.
سازمان بیانیه ماموریت تدوین کرد تا اهداف خود را روشن کند.
after much discussion, they formulated a consensus on the issue.
پس از بحثهای فراوان، آنها یک اجماع در مورد این موضوع تدوین کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید