standardised tests
آزمونهای استاندارد شده
standardised procedures
روشهای استاندارد شده
standardised forms
فرمهای استاندارد شده
standardised methods
روشهای استاندارد شده
standardised practices
روشهای استاندارد شده
standardised guidelines
دستورالعملهای استاندارد شده
standardised metrics
معیارهای استاندارد شده
standardised protocols
پروتکلهای استاندارد شده
standardised criteria
معیارهای استاندارد شده
standardised terminology
واژهنامههای استاندارد شده
the procedures must be standardised across all departments.
روشها باید در تمام بخشها استاندارد شوند.
standardised testing is crucial for fair assessment.
آزمایش استاندارد برای ارزیابی منصفانه بسیار مهم است.
we aim to provide standardised training for all employees.
هدف ما ارائه آموزش استاندارد برای همه کارکنان است.
standardised measurements help ensure product quality.
اندازهگیریهای استاندارد به اطمینان از کیفیت محصول کمک میکنند.
standardised forms simplify the application process.
فرمهای استاندارد فرآیند درخواست را ساده میکنند.
the company adopted standardised procedures for safety.
شرکت رویههای استاندارد را برای ایمنی اتخاذ کرد.
standardised documentation is essential for compliance.
مستندات استاندارد برای انطباق ضروری است.
they developed a standardised curriculum for all schools.
آنها یک برنامه درسی استاندارد برای همه مدارس ایجاد کردند.
standardised guidelines ensure consistency in reporting.
دستورالعملهای استاندارد اطمینان میدهند که گزارشدهی سازگار است.
we need to create a standardised format for data entry.
ما باید یک قالب استاندارد برای ورود داده ایجاد کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید