regulated

[ایالات متحده]/ˈreɡjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈreɡjəˌleɪtɪd/

ترجمه

v. controlled (past and past participle of regulate); managed; adjusted; regulated

v. کنترل‌شده (گذشته و فعل مجهول از regulate); مدیریت‌شده؛ تنظیم‌شده؛ منظم‌شده

عبارات و ترکیب‌ها

regulated industry

صنعت تنظیم‌شده

strictly regulated

به شدت تنظیم شده

regulated markets

بازارهای تنظیم‌شده

self-regulated

خودتنظیم

regulated environment

محیط تنظیم‌شده

regulated sector

بخش تنظیم‌شده

heavily regulated

به شدت تنظیم شده

regulated price

قیمت تنظیم‌شده

جملات نمونه

the financial markets are heavily regulated to prevent fraud.

بازارهای مالی به شدت تنظیم شده اند تا از تقلب جلوگیری شود.

the sale of alcohol is regulated by state and local laws.

فروش الکل توسط قوانین ایالتی و محلی تنظیم می شود.

the industry is now more regulated than it was previously.

اکنون این صنعت بیشتر از قبل تنظیم شده است.

air quality is regulated to protect public health.

کیفیت هوا برای محافظت از سلامت عمومی تنظیم می شود.

the use of pesticides is strictly regulated by the government.

استفاده از سموم دفع آفات به شدت توسط دولت تنظیم می شود.

the housing market is regulated to ensure fair practices.

بازار مسکن برای اطمینان از رعایت انصاف تنظیم می شود.

the transportation sector is heavily regulated for safety reasons.

بخش حمل و نقل به دلایل ایمنی به شدت تنظیم می شود.

the company operates within a highly regulated environment.

این شرکت در یک محیط بسیار تنظیم شده فعالیت می کند.

the import and export of goods are regulated by customs.

واردات و صادرات کالا توسط گمرک تنظیم می شود.

the healthcare industry is tightly regulated to ensure quality.

صنعت بهداشت و درمان به شدت برای اطمینان از کیفیت تنظیم می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید