regulated industry
صنعت تنظیمشده
strictly regulated
به شدت تنظیم شده
regulated markets
بازارهای تنظیمشده
self-regulated
خودتنظیم
regulated environment
محیط تنظیمشده
regulated sector
بخش تنظیمشده
heavily regulated
به شدت تنظیم شده
regulated price
قیمت تنظیمشده
the financial markets are heavily regulated to prevent fraud.
بازارهای مالی به شدت تنظیم شده اند تا از تقلب جلوگیری شود.
the sale of alcohol is regulated by state and local laws.
فروش الکل توسط قوانین ایالتی و محلی تنظیم می شود.
the industry is now more regulated than it was previously.
اکنون این صنعت بیشتر از قبل تنظیم شده است.
air quality is regulated to protect public health.
کیفیت هوا برای محافظت از سلامت عمومی تنظیم می شود.
the use of pesticides is strictly regulated by the government.
استفاده از سموم دفع آفات به شدت توسط دولت تنظیم می شود.
the housing market is regulated to ensure fair practices.
بازار مسکن برای اطمینان از رعایت انصاف تنظیم می شود.
the transportation sector is heavily regulated for safety reasons.
بخش حمل و نقل به دلایل ایمنی به شدت تنظیم می شود.
the company operates within a highly regulated environment.
این شرکت در یک محیط بسیار تنظیم شده فعالیت می کند.
the import and export of goods are regulated by customs.
واردات و صادرات کالا توسط گمرک تنظیم می شود.
the healthcare industry is tightly regulated to ensure quality.
صنعت بهداشت و درمان به شدت برای اطمینان از کیفیت تنظیم می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید