commendations received
دریافت تشکر و قدردانی
commendations awarded
اهدا تشکر و قدردانی
commendations given
ارائه تشکر و قدردانی
commendations issued
صدور تشکر و قدردانی
commendations noted
توجه به تشکر و قدردانی
commendations listed
لیست تشکر و قدردانی
commendations earned
کسب تشکر و قدردانی
commendations requested
درخواست تشکر و قدردانی
commendations submitted
ارائه تشکر و قدردانی
commendations acknowledged
اعتراف به تشکر و قدردانی
the teacher gave commendations to the students for their hard work.
معلم تشکر و قدردانی از دانشآموزان به خاطر تلاش زیادشان کرد.
his commendations were well-deserved after the successful project.
تشکر و قدردانیهای او پس از پروژه موفق، شایسته بود.
she received commendations from her peers for her leadership skills.
او از همکارانش به خاطر مهارتهای رهبریاش تشکر و قدردانی دریافت کرد.
the commendations were a testament to her dedication and talent.
تشکر و قدردانیها نشاندهنده تعهد و استعداد او بود.
he was surprised by the commendations he received from the committee.
او از تشکر و قدردانیهایی که از کمیته دریافت کرد، متعجب شد.
the commendations highlighted the importance of teamwork.
تشکر و قدردانیها اهمیت کار گروهی را برجسته کرد.
receiving commendations can boost an employee's morale.
دریافت تشکر و قدردانی میتواند باعث افزایش روحیه کارمندان شود.
her commendations during the meeting impressed everyone present.
تشکر و قدردانیهای او در طول جلسه، همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
commendations from the director can significantly impact one's career.
تشکر و قدردانی از مدیر میتواند تأثیر قابل توجهی بر روی شغل یک فرد داشته باشد.
he wrote a letter of commendations to the volunteers for their service.
او نامه تشکر و قدردانی برای داوطلبان به خاطر خدماتشان نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید