confide in someone
به کسی اعتماد کنید
confide your secrets
رازهای خود را به کسی نگویید
confide in
به کسی اعتماد کردن
confide the secret to sb.
راز را به کسی محول کنید.
confide in sb.'s honesty
به صداقت کسی اعتماد کنید.
There is no one here I can confide in.
هیچکس اینجا نیست که بتوانم به او اعتماد کنم.
confide my property to your care
اموال خود را به سپردن شما.
We confide in his abilities.
ما به توانایی های او اعتماد داریم.
the property of others confided to their care was unjustifiably risked.
مالیتی که به سپردن آنها بود، به طور غیرمنصفانه در معرض خطر قرار گرفت.
The children were confide d to the care of the ship's captain.
کودکان به سپردن مراقبت های کاپیتان کشتی سپرده شدند.
Jone felt she could only confide in her mother.
جون احساس کرد که فقط می تواند به مادرش اعتماد کند.
The owner consigned the paintings to a dealer for sale.Entrust and confide stress trust and confidence in another:
صاحب نقاشی ها را برای فروش به یک دلال سپرد. اعتماد و اعتماد بر اعتماد و اطمینان به دیگری تأکید می کند:
He confided his troubles to a friend.
او مشکلات خود را به یک دوست گفت.
Because she is understanding, people around her confide in her.
از آنجایی که او درک می کند، مردم اطرافش به او اعتماد می کنند.
One evening he came and confided to me that he had spent five years in prison.
یک شب او آمد و به من گفت که پنج سال در زندان بوده است.
He confided to me that he had spent five years in prison.
او به من گفت که پنج سال در زندان بوده است.
She confided her plans to her family. Torelegate is to assign to a specific and especially an inferior category or position:
او برنامه های خود را به خانواده اش گفت. واگذاری به معنای اختصاص دادن به یک دسته یا موقعیت خاص و به ویژه یک دسته یا موقعیت پایین تر است:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید