admit

[ایالات متحده]/ədˈmɪt/
[بریتانیا]/ədˈmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. اجازه ورود؛ تصدیق، اعتراف.

عبارات و ترکیب‌ها

admit guilt

اعتراف به گناه

admit of

موافقت با

جملات نمونه

admit sb. into the university

اعطای اجازه ورود به دانشگاه به کسی

I admit that I was wrong.

من اعتراف می‌کنم که اشتباه کردم.

This key admits to the garden.

این کلید اجازه ورود به باغ را می‌دهد.

I admit that she is right.

من اعتراف می‌کنم که او درست می‌گوید.

a problem that admits of no solution.

یک مسئله‌ای که راه حلی ندارد.

I blush to admit it.

من از اعتراف به آن خجالت می‌کشم.

The gate admits to the yard.

در اجازه ورود به حیاط را می‌دهد.

Such conduct admits of no excuse.

چنین رفتاری قابل عذر نیست.

It will not be suicide to admit your mistake.

اعتراف به اشتباه شما خودکشی نیست.

I was negligent,I admit it.

من بی‌احتیاط بودم، اعتراف می‌کنم.

Even optimists admit the outlook to be poor.

حتی خوش‌بین‌ها اعتراف می‌کنند که اوضاع وخیم است.

The auditorium admits 5.000 persons.

سالن 5000 نفر را در خود جای می‌دهد.

This, I admit, is true.

این را اعتراف می‌کنم که درست است.

The evidence can not admit of doubt.

شواهد جایی برای شک و تردید باقی نمی‌گذارد.

May it please the court to admit this firearm as evidence.

لطفاً اجازه دهید دادگاه این سلاح گرم را به عنوان مدرک بپذیرد.

A ticket that admits the whole group.

یک بلیط که کل گروه را مجاز می‌کند.

This ticket admits two persons.

این بلیط دو نفر را مجاز می‌کند.

The butler would not admit him into the house.

خدمتکار اجازه ورود او به خانه را نداد.

I have to blush to admit that thing.

من باید به خاطر آن چیز خجالت بکشم.

Did anyone dare to admit it?).

آیا کسی جرات کرد به آن اعتراف کند؟

نمونه‌های واقعی

Our price calculation could hardly admit that.

محاسبه قیمت ما به سختی نمی‌توانست آن را بپذیرد.

منبع: Foreign Trade English Topics King

He expected his son to be admitted by a key university.

او انتظار داشت پسرش توسط یک دانشگاه کلیدی پذیرفته شود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

If it fails, admit it and try another.

اگر شکست خورد، آن را بپذیرید و دیگری را امتحان کنید.

منبع: Cook's Speech Collection

I heard he's going to be admitted here today.

شنیدم امروز قرار است اینجا پذیرفته شود.

منبع: American Horror Story: Season 2

Surely the Reich doesn't admit that possibility.

مطمئناً رایش آن احتمال را نمی پذیرد.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

I'm even ready to get admitted to the hospital right away.

من حتی آماده ام بلافاصله به بیمارستان بستری شوم.

منبع: VOA Standard English - Middle East

Therefore, I must never admit I'm at fault.

بنابراین، من هرگز نباید اعتراف کنم که در اشتباه هستم.

منبع: The school of life

I think we can all admit that, Spaff, anything?

فکر می‌کنم همه ما می‌توانیم اعتراف کنیم که، اسفاف، هر چیزی؟

منبع: Gourmet Base

No group has yet admitted carrying out the atrocity.

هیچ گروهی هنوز اعتراف نکرده است که این فاجعه را انجام داده است.

منبع: BBC Listening Collection August 2023

The prince did not admit guilt in the settlement.

شاهزاده در توافق، اعتراف به گناه نکرد.

منبع: VOA Special February 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید