confidence

[ایالات متحده]/ˈkɒnfɪdəns/
[بریتانیا]/ˈkɑːnfɪdəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتماد و باور به کسی یا چیزی؛ اطمینان به خود و یقین به خود.

عبارات و ترکیب‌ها

confidence in

اعتماد به

with confidence

با اعتماد

consumer confidence

اعتماد مصرف‌کننده

have confidence in

اعتماد داشتن به

confidence level

سطح اطمینان

investor confidence

اعتماد سرمایه‌گذار

confidence interval

فاصله اطمینان

in confidence

با اعتماد

business confidence

اعتماد کسب و کار

build confidence

ایجاد اعتماد به نفس

degree of confidence

درجه اطمینان

crisis of confidence

بحران اعتماد

vote of confidence

رای اعتماد

consumer confidence index

شاخص اعتماد مصرف‌کننده

level of confidence

سطح اطمینان

confidence limit

حد اطمینان

confidence probability

احتمال اطمینان

confidence trick

کلاهبرداری

جملات نمونه

a confidence scheme; a confidence trickster.

یک طرح اعتماد؛ یک فریبکار اعتماد

confidence in the dollar waned.

اعتماد به دلار کاهش یافت.

was taken in by a confidence artist.

فریب یک هنرمند اعتماد را خورد.

social confidence for the newly single.

اعتماد به نفس اجتماعی برای مجردان جدید.

The government lost a parliamentary confidence vote.

دولت یک رای اعتماد پارلمانی را از دست داد.

we have confidence in the accuracy of the statistics.

ما به دقت آمار اطمینان داریم.

we built up confidence in our abilities.

ما اعتماد به نفس خود را در توانایی هایمان افزایش دادیم.

breaking the record was a real confidence builder.

شکستن رکورد یک سازنده اعتماد واقعی بود.

we had every confidence in the staff.

ما اعتماد کامل به کارکنان داشتیم.

a loss of confidence and a consequential withdrawal of funds.

کاهش اعتماد و در نتیجه برداشت وجوه.

Have confidence in your own judgment;

به قضاوت خود اعتماد کنید;

leadership and confidence radiate from her.

رهبری و اعتماد از او ساطع می شود.

he had the sublime confidence of youth.

او اعتماد به نفس عالی جوانی را داشت.

She lacks confidence in herself.

او اعتماد به نفس کافی در مورد خودش ندارد.

He has the confidence to deny it.

او اعتماد به نفس کافی برای انکار آن را دارد.

Business confidence is at a low ebb at the moment.

در حال حاضر اعتماد کسب و کار در پایین ترین حد خود است.

نمونه‌های واقعی

Learning about yourself will build your confidence.

یادگیری درباره خودتان باعث افزایش اعتماد به نفستان خواهد شد.

منبع: Learning charging station

Definitely! With the public disclosure, buyers' confidence seems to be waning.

مطمئنا! با انتشار عمومی، اعتماد خریداران به نظر می رسد رو به کاهش است.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

And where people get their confidence from.

و مردم اعتماد به نفس خود را از کجا به دست می آورند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Confidence hinges on you being sure about something.

اعتماد به نفس شما به اطمینان شما از چیزی بستگی دارد.

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

What gave me confidence was my upbringing.

آنچه به من اعتماد به نفس داد، تربیت من بود.

منبع: Time Magazine's 100 Most Influential People

Just to inspire the confidence of passengers.

فقط برای ایجاد اعتماد در مسافران.

منبع: Vox opinion

I had no confidence in my antenna.

من به آنتن خود اعتماد نداشتم.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

With every step, he gains more confidence.

با هر قدم، او اعتماد به نفس بیشتری به دست می آورد.

منبع: The mysteries of the Earth

There are several factors that impact confidence.

عوامل متعددی وجود دارد که بر اعتماد به نفس تأثیر می گذارد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

So that also gives me more confidence.

بنابراین این نیز به من اعتماد به نفس بیشتری می دهد.

منبع: VOA Standard English_Africa

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید