insecurity

[ایالات متحده]/ˌɪnsɪˈkjʊərɪtɪ/
[بریتانیا]/ˌɪnsɪ'kjʊrəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم قطعیت، عدم امنیت، ناپایداری، عدم اطمینان، احساس ناامنی

عبارات و ترکیب‌ها

feelings of insecurity

احساس ناامنی

emotional insecurity

ناامنی عاطفی

financial insecurity

ناامنی مالی

relationship insecurity

ناامنی در رابطه

sense of insecurity

حس ناامنی

deep-seated insecurity

ناامنی ریشه دار

جملات نمونه

The prime minister spoke of the general insecurity in the country.

نخست‌وزیر در مورد ناامنی کلی در کشور صحبت کرد.

At the most, he will experience feelings of anxiety, shame, insecurity, and helplessness” (Alice Miller).

در بدترین حالت، او احساسات اضطراب، شرم، ناامنی و درماندگی را تجربه خواهد کرد (آلیس میلر).

Widely used insecurity door, coopery, enamel, office supplie, automobile and household electrical appliance,etc.

به طور گسترده در درب‌های ناامن، چوب‌بری، لعاب، لوازم اداری، اتومبیل و وسایل برقی خانگی استفاده می‌شود.

insecurity can hold you back

ناامنی می‌تواند شما را عقب نگه دارد.

addressing feelings of insecurity

رسیدگی به احساسات ناامنی

insecurity often stems from fear

ناامنی اغلب از ترس نشأت می‌گیرد.

insecurity can impact mental health

ناامنی می‌تواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید