understandable

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈstændəbəl/
[بریتانیا]/'ʌndɚ'stændəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل درک؛ قادر به فهمیدن؛ قادر به برانگیختن همدردی.

جملات نمونه

blamable but understandable resentment;

احساس گناه و نارضایتی قابل درک;

It’s quite understandable that she was annoyed.

کاملاً قابل درک است که او ناراحت شده است.

it is understandable that mistakes occur sometimes.

قابل درک است که گاهی اوقات اشتباهاتی رخ می دهد.

Let us timolol, is understandable, is trust.

اجازه دهید تیمولول، قابل درک است، اعتماد است.

Their anger is understandable, given what happened.

با توجه به اتفاقی که افتاد، خشم آنها قابل درک است.

the computer digested your labours into a form understandable by a program.

کامپیوتر تلاش‌های شما را به قالبی قابل فهم برای یک برنامه تبدیل کرد.

It was quite understandable to the body now that why the soul acted so acidly and acrimoniously.

اکنون که بدن متوجه شده بود، چرا روح به این شکل ترش و تند رفتار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید