conned you
فریب داد شما
conned him
فریب داد او
conned them
فریب داد آنها
conned her
فریب داد او
conned out
بیرون کشید
conned again
باز فریب خورد
conned easily
به راحتی فریب خورد
conned online
آنلاین فریب خورد
conned badly
به شدت فریب خورد
conned quickly
به سرعت فریب خورد
he felt like he had been conned by the salesman.
او احساس میکرد که توسط فروشنده فریب خورده است.
she realized she had been conned into buying a fake watch.
او متوجه شد که فریب خورده و یک ساعت تقلبی خریده است.
they conned him out of his life savings.
آنها او را از پسانداز زندگیاش فریب بردند.
don't let anyone con you into thinking you aren't worth it.
به هیچ وجه اجازه ندهید کسی شما را فریب دهد و فکر کنید که ارزش ندارید.
he conned his way into the exclusive club.
او با فریب وارد باشگاه انحصاری شد.
she was conned by a fake charity organization.
او توسط یک سازمان خیریه جعلی فریب خورد.
they tried to con me with a too-good-to-be-true deal.
آنها سعی کردند مرا با یک معامله بسیار خوب به نظر برسد فریب دهند.
he felt embarrassed after realizing he had been conned.
بعد از متوجه شدن اینکه فریب خورده، او شرمسار شد.
don't let yourself get conned by false promises.
به خودتان اجازه ندهید که با وعدههای دروغین فریب بخورید.
she was conned into believing he was a millionaire.
او فریب خورد و فکر کرد که او یک میلیونر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید