conned

[ایالات متحده]/kɒnd/
[بریتانیا]/kɑnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته con; فریب خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

conned you

فریب داد شما

conned him

فریب داد او

conned them

فریب داد آنها

conned her

فریب داد او

conned out

بیرون کشید

conned again

باز فریب خورد

conned easily

به راحتی فریب خورد

conned online

آنلاین فریب خورد

conned badly

به شدت فریب خورد

conned quickly

به سرعت فریب خورد

جملات نمونه

he felt like he had been conned by the salesman.

او احساس می‌کرد که توسط فروشنده فریب خورده است.

she realized she had been conned into buying a fake watch.

او متوجه شد که فریب خورده و یک ساعت تقلبی خریده است.

they conned him out of his life savings.

آنها او را از پس‌انداز زندگی‌اش فریب بردند.

don't let anyone con you into thinking you aren't worth it.

به هیچ وجه اجازه ندهید کسی شما را فریب دهد و فکر کنید که ارزش ندارید.

he conned his way into the exclusive club.

او با فریب وارد باشگاه انحصاری شد.

she was conned by a fake charity organization.

او توسط یک سازمان خیریه جعلی فریب خورد.

they tried to con me with a too-good-to-be-true deal.

آنها سعی کردند مرا با یک معامله بسیار خوب به نظر برسد فریب دهند.

he felt embarrassed after realizing he had been conned.

بعد از متوجه شدن اینکه فریب خورده، او شرمسار شد.

don't let yourself get conned by false promises.

به خودتان اجازه ندهید که با وعده‌های دروغین فریب بخورید.

she was conned into believing he was a millionaire.

او فریب خورد و فکر کرد که او یک میلیونر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید