tricked

[ایالات متحده]/trɪkt/
[بریتانیا]/trɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی trick

عبارات و ترکیب‌ها

tricked me

من را فریب داد

tricked him

او را فریب داد

tricked her

او را فریب داد

tricked into

وارد فریب شد

tricked again

باز هم فریب خورد

tricked out

بیرون رانده شد

tricked us

ما را فریب داد

tricked by

توسط ... فریب خورد

tricked you

تو را فریب داد

tricked once

یک بار فریب خورد

جملات نمونه

he tricked me into believing his story.

او من را فریب داد تا باور کنم داستانش را.

she felt tricked after finding out the truth.

او پس از فهمیدن حقیقت احساس فریب خوردگی کرد.

they tricked us into signing the contract.

آنها ما را فریب دادند تا قرارداد را امضا کنیم.

don't let anyone trick you with false promises.

به هیچ وجه اجازه ندهید کسی شما را با وعده‌های دروغین فریب دهد.

he was tricked by a clever scam artist.

او توسط یک کلاهبردار ماهر فریب خورد.

she tricked her friends into playing a prank.

او دوستانش را فریب داد تا یک شوخی انجام دهند.

we thought we were safe, but we were tricked.

ما فکر کردیم امن هستیم، اما فریب خوردیم.

he tricked the audience with his magic tricks.

او با شعبده‌هایش تماشاچیان را فریب داد.

they tricked me out of my money.

آنها پولم را از من گرفتند.

she felt ashamed for being tricked so easily.

او به خاطر اینکه آنقدرها به راحتی فریب خورد احساس شرمندگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید