fooled

[ایالات متحده]/fuːld/
[بریتانیا]/fuːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و قسمت گذشته fool; فریب دادن; شوخی کردن; گفتن چیزهای احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

fooled again

باز هم فریب خوردیم

fooled you

تو رو فریب دادیم

never fooled

دیگه فریب نخور

fooled us

ما رو فریب دادن

easily fooled

به راحتی فریب خوردیم

fooled once

یک بار فریب خوردیم

fooled by

فریب خورده توسط

fooled into

وارد فریب شدن

don't be fooled

فریب نخور

جملات نمونه

don't be fooled by his charming smile.

به لبخند جذابش فریب نخورید.

i was fooled into believing that he would help me.

من فریب خوردم و فکر کردم که او به من کمک خواهد کرد.

she felt foolish for being fooled so easily.

او به خاطر فریب خوردن به آسانی احمق احساس کرد.

he fooled everyone with his clever tricks.

او با شعبده های زیرکانه اش همه را فریب داد.

they were fooled by the fake news.

آنها فریب اخبار جعلی را خوردند.

don't let anyone fool you into thinking you're not good enough.

به هیچ کس اجازه ندهید شما را فریب دهد و فکر کنید که شما به اندازه کافی خوب نیستید.

she was easily fooled by the magician's illusions.

او به راحتی توسط توهمات شعبده باز فریب خورد.

he felt like a fool after being fooled by the prank.

او بعد از فریب خوردن توسط شوخی احساس کرد که احمق است.

they thought they were clever, but they were fooled in the end.

آنها فکر کردند که باهوش هستند، اما در نهایت فریب خوردند.

she realized she had been fooled by his lies.

او متوجه شد که فریب دروغ های او را خورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید