uncool

[ایالات متحده]/ʌnˈkuːl/
[بریتانیا]/ʌnˈkul/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مد روز یا اجتماعی قابل قبول; فاقد اعتماد به نفس یا اطمینان; بی ادب یا غیر پیچیده; دست و پا چلفتی یا ناشی

عبارات و ترکیب‌ها

totally uncool

کاملاً بی‌کیفیت

really uncool

واقعاً بی‌کیفیت

so uncool

خیلی بی‌کیفیت

uncool move

حرکتی بی‌کیفیت

uncool thing

چیز بی‌کیفیت

uncool style

سبک بی‌کیفیت

uncool attitude

نگاه بی‌کیفیت

uncool behavior

رفتار بی‌کیفیت

uncool friend

دوست بی‌کیفیت

uncool trend

روندهای بی‌کیفیت

جملات نمونه

it’s really uncool to gossip about others.

واقعا غیرمحترمانه است که درباره دیگران غیبت کنید.

wearing socks with sandals is considered uncool.

پوشیدن جوراب با صندل‌ها به عنوان غیرمحترمانه در نظر گرفته می‌شود.

he thinks it's uncool to be overly competitive.

او فکر می‌کند که بیش از حد رقابتی بودن غیرمحترمانه است.

ignoring your friends is just plain uncool.

نادیده گرفتن دوستانتان فقط غیرمحترمانه است.

she felt it was uncool to show off her wealth.

او احساس کرد که به رخ کشیدن ثروت خود غیرمحترمانه است.

it's uncool to leave someone out of the conversation.

غیرمحترمانه است که کسی را از گفتگو کنار بگذارید.

being rude to waitstaff is really uncool.

بی احترامی به کارکنان رستوران واقعا غیرمحترمانه است.

he realized that making fun of others is uncool.

او متوجه شد که مسخره کردن دیگران غیرمحترمانه است.

it's uncool to not help your classmates.

کمک نکردن به همکلاسی‌هایتان غیرمحترمانه است.

she thinks it's uncool to be late all the time.

او فکر می‌کند که همیشه دیر رسیدن غیرمحترمانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید